طب ورزش و حركات اصلاحي
حرکات اصلاحی :
مقدمه :

 موضوع حرکات اصلاحی چیست؟ حیطه عمل آن چه اندازه و ویژگی های عملی و حرفه ای آن کدام است؟ نسبت آن با سایر گرایشهای درمانی در طب ورزشی و علوم ورزشی کدام است؟

تعریف حرکات اصلاحی :

کلیه حرکات و فعا لیتها و روشهایی که برای رفع ضعف های جسمانی و عضلانی و ارگانیکی و هماهنگی بکار می رود (حرکات اصلاحی نامیده می شود.

با نظر به این مطلب، حرکات اصلاحی یکی از شاخه های مهم و اساسی در تربیت بدنی محسو ب می شود، توجه به آن از هر نظر یک ضرورت است که متاسفانه تاکنون در ایران در زمینه حرکات اصلاحی که مربوط به رفع و اصلاح ضعف های جسمانی کودکان و نوجوانان می باشد تحقیقات لازم بعمل نیامده و بطور دقیق نمی توان گفت که چند درصد کودکان و نوجوانان ایرانی به ضعف پا و ستون فقرات و دستگاه گردش خون و تنفس و قلب مبتلا می باشند پس باید کوشش نمود تا معلمین و مربیان ورزش (بخصوص آنهائیکه در رابطه با آموزش و پرورش می باشند) را با علل و علائم ضعف های جسمانی آشنا نمود تا در دوران تدریس در صورت برخورد با این دانش آموزان با ارائه تمرینات آنها را از ضعف هایی که بدان دچار هستند آزاد نمایند و زمینه رشد جسمانی و روانی مناسب دانش آموزان را فراهم نمایند.

مفاهیم پایه در حرکات ا صلاحی :

حرکات اصلاحی یکی از بخشهای تربیت بدنی است که هدفش آن است که به کمک تمرینهای بدنی از ناهنجاری های جسمانی پیشگیری و در صورت بروز ، آنها را اصلاح کند و همچنین هدف این رشته تامین تندرستی، پر بار کردن ایام فراغت و لذت بخشیدن به زندگی انسان است. تندرستی یعنی کارکرد طبیعی بدن و تعامل ارگانیک بدن و روان.

اصطلاح حرکات اصلاحی را نمی توان بدون توجه به مفاهیم دیگری مانند تربیت بدنی تکاملی، تربیت بدنی انطباقی بررسی کرد زیرا هر ۳ با هم مرتبط و مکمل یکدیگرند سه اصطلاح فوق را تحت عنوان کلی تری بنام تربیت بدنی ویژه نیز بیان کرده اند. انسان مورد مطالعه در این رشته یا در شرایط طبیعی و فیزیولوژیک یا در شرایط غیر طبیعی و پاتولوژیک قرار دارد حیطه عمل گرایش تربیت بدنی ویژه، انسانی با وضعیت غیر طبیعی است که طبق تحقیقات حاصله تنها ا فراد در وضعیت بدنی طبیعی هستند پس بدین تربیت، حرکات اصلاحی به اصلاح ناهنجاریها، تربیت بدنی تکاملی به رشد و پرورش تواناییهای حرکتی و آمادگی بدنی و تربیت بدنی انطباقی به اصلاح روانی و حرکتی می پردازد.

موضوع مورد مطالعه در حرکات اصلاحی و درمانی، بررسی ضعفها و ناهنجاریهای اکتسابی سیستم اسکلتی، عضلانی و مفصلی افراد جامعه است این ناهنجاری ها عموما به دلایلی چون عادات حرکتی نامناسب، فقر حرکتی ، شرایط نامناسب محیطی بویژه در دوران کودکی و سنین رشد بروز کرده است که امکان بهبود و اصلاح از طریق حرکات جبرانی و رزشهای درمانی وجود دارد. حرکات اصلاحی برای تشخیص وضعیتهای طبیعی و غیر طبیعی، وضعیت بدنی در حالتهایی چون ایستادن ، راه رفتن ، نشستن و خوابیدن و نیز وسایل مورد استفاده چون کفش، کیف ، میز و صندلی ، اتومبیل و اخیرا رایانه ها مطالعه می شود. در گذشته بدلیل جنبه های کاربردی و سودمندی های اجتماعی این رشته، بویژه در مدارس و در سطح کودکان ، نوجوانان، جوانان و اکنون بدلیل توسعه قهرمانی و ضرورت پیشگیری و اصلاح ناهنجاری های ورزشکاران، حرکات اصلاحی پیشرفت و تحول چشمگیری یافته است این حیطه اکنون گاه به منزله حرکت درمانی نیز شناخته می شود.

پس در یک نتیجه گیری کلی موضوع مورد مطالعه در حرکات اصلاحی و درمانی بررسی «تعادل ساختار فیزیکی انسان و ارائه حرکات و توصیه هایی برای بهبود و کارایی آن» است. مسئله ای که هنوز وجود دارد این است که حرکات اصلاحی را با حرکات فیزیوتوراپی و با فعالیت های جسمی که برای ورزش معلولین و یا بیماران روانی انجام می گیرد یکی می دانند. بطور کلی استفاده از حرکات اصلاحی وقتی انجام می گیرد که کودکان از لحاظ جسمی و روانی کاملا سالم هستند ولی د رای انواع ضعفهای جسمانی و ارگانی هستند پس چنانچه به موقع، مخصوصا در مراحل رشد به این ضعفها توجه شود و از حرکات اصلاحی استفاده شود می توان چنین ضعفهایی را برطرف کرد و در بزرگسالی از شدت یافتن آنها جلوگیری کرد.

وضعیت بدنی در هنگام تمرین :

در انجام دادن تمارین حرکات اصلاحی باید به چند نکته توجه کرد: ۱- آگاهی از اثرات حرکات ۲- انتخاب بهترین و مفیدترین وسیله ۳- اراده قوی و مقاومت مداوم در اجرای حرکات

وضعیت بدنی در هنگام تمرین :

تمرین برای انواع مختلف ناهنجاری ها در حالتهای گوناگونی مثل خوابیده به شکم، خوابیده به پشت، درازکش به پهلو، نشسته، چهار دست و پا، معلق در فضا و ایستاده انجام می گیرد که در همه این تمرینها باید به موارد ذیل توجه گردد:

آشنایی با اجرای تمرینهای اصلاحی و درمانی :

هدف از تمرین، پیشگیری و توانبخشی در پی بروز ناهنجاریها و آسیبهای جسمانی و حفظ وضعیت مناسب است از این رو انواع تمرینها را می توان به جسمانی، روانی، مهارتی و حرکتی تقسیم کرد.

تمرین درمانی :

به دنبال تشخیص دقیق، امکان اقدامات تمرین درمانی فراهم می آید. از این رو مربی باید تصمیم بگیرد که چه نوع تمرینهایی برای هر فرد مناسب است. اساسا تمرین درمانی شامل موارد ذیل می شود:

ب) ایجاد ثبات و استحکام در دامنه طبیعی حرکت مفصل بوسیله خود فرد

اثرات سوء، وضعیت بدنی ناهنجار :

وضعیت بدنی شاخص و معیار سطح عمومی کارایی فرد در حرکات و فعالیتها و بنیاد تمامی حرکات انسان است و وضعیت بدنی معیار و یکسانی برای همه افراد نمی توان در نظر گرفت. وضعیت بدنی مناسبتر : خستگی کمتر، کارایی و توانمندی و سلامتی بیشتری را به همراه دارد و بر عکس وضعیت بدنی ناهنجار دو نوع اثر سوء در بدن ایجاد می کند:

نا هنجاری های ا ندام فوقا نی :

ستون فقرات سالم از نمای جانبی دارای ۴ قوس در ناحیه گردن، پشت، کمر و خاجی و از نمای رو به رویا پشت سر بصورت یک ستون کاملا عمود است و وضعیت ستون فقرات را می توان از طریق ۱- مشاهده ۲- لمس ۳- خط شاقولی ۴- دستگاه کانفورماتور و صفحه شطرنجی بررسی کرد.ناهنجاری های ستون فقرات شامل لوردوز گردنی، پشت گود و اسکولیوز و پشت صاف است .باتوجه به اینکه افزایش قوس گردن به سمت جلو را لوردوز گردنی می گویند برای اصلاح این ناهنجاری باید عادات حرکتی غلط را کنار گذاشت، عضلات ناحیه خلفی گردن را تقویت کرد، به عضلات فوقانی و گردن انعطاف بخشید و در مهره های گردنی ایجاد جنبش کرد. از طرفی افزایش قوس ناحیه پشت را گردی پشتی می نامند برای پیشگیری تمریناتی برای جنبش پذیری در ستون مهره ها انعطاف بخشیدن به عضلات ناحیه سینه و تقویت عضلات خلفی را طراحی کرد. ونیزافرایش قوس ناحیه کمر را پشت گود می نامند. درد کمر در این ناهنجاری بسیار زیاد است و تمرینات مربوط به پیشگیری و اصلاح پشت گود باید سه اثر به جا گذارد: ۱- جنبش پذیری و افزایش دامنه حرکتی در ستون فقرات ۲- کشش و انعطاف در ناحیه مهره های کمری و ۳- تقویت عضلات بخش قدامی شکمی.انحراف ستون فقرات به طرفین را اسکولیوز می نامند تمرینات برای این ناهنجاری علاوه بر هدفهایی که برای تمرینات پشت گودعنوان شد باید تقویت بخشهایی از ستون فقرات که به حالت تحدب درآمده اند را به آنها افزود در ضمن تمرینهای تنفسی در افزایش ظرفیت تنفسی و شنای کرال در دمان اسکولیوز موثر است. کاهش قوسهای ستون فقرات در ناحیه پشت و کمر را پشت صاف می گویند. تمرینات باید به گونه ای باشد که بطور همزمان باعث ایجاد و تقویت نیروی ارتجاعی عضلات خلفی ستون فقرات شود و جنبش پذیری لازم را در این عضو ایجاد کند.
ناهنجاری های اندام تحتانی :

ناهنجاری های پا شامل پای کمانی، پای X ، کف پای صاف، پای گود، انگشت شست کج و پای پهن است.

• از بین رفتن قوس طولی پا را کف پای صاف می گویند برای درمان ضمن توجه به توصیه های بهداشتی باید تمرینهایی انجام داد که باعث تقویت عضله درشت نی قدامی و درون گرداننده و انعطاف عضلات برون گرداننده و تاندون آشیل شود.


• افزایش قوس پا را پای گود می گویند برای پیشگیری باید از پوشیدن کفشهای تنگ و پاشنه بلند خودداری کرد.

• نزدیک شدن انگشت شست به طرف دومین انگشت پا راا شست کج می نامند. ایجاد پینه در اطراف مفصل و ضعف و کاهش تحرک پذیری کف پا، خصوصا پنجه ها و بد شکل شدن ظاهر پا از عوارض آن است.

• کاهش یا از بین رفتن ارتفاع قوس عرضی یا باعث ایجاد پای پهن می شود. کاهش قوس عرضی پا بیشتر مربوط به قوس طولی و اغلب ارثی است.
• مفصل زانو در نتیجه عوامل مختلف به سمت داخل یا خارج تغییر وضعیت می دهد که به ترتیب به زانوی بهم چسبیده (والگوم زانو) و پای پرانتزی (پای کمانی) معروف است.

• در اصلاح پای کمانی ضمن اجرای تمریناتی که باعث ایجاد انعطاف در بخش داخلی پا و تقویت عضلات کناره خارجی پا می شود باید فرد از نشستن بصورت چهار زانو خودداری و لبه داخلی پا را در راه رفتن فعالتر کند.

چند اصل در انجام حرکات روزمره باید رعایت شود:

• اگرا فرا د بمدت طولانی می ایستند و مشغول انجام کاری هستند حتما از یک زیرپایی ا ستفاده کنند.

• اگر جسمی از روی زمین برداشته می شود حتما نشسته زانوها را خم و بعداقدام به بلند کردن جسم کنند.

• برای حمل اشیاء آنها را دور از بدن خود نگه داشته سعی شود آنها نزدیک به بدن حمل شود.

• اگر افراد به سمت جلو خم مشوند حتما با زانوهای خم اینکار را انجام دهند.

• در هنگام جارو کردن و کشیدن وسیله: خم کردن تنه در حالیکه زانوها صاف هستند باعث افزایش قوس کمر و ناراحتی آن می گردد در این موارد باید زانوها را کمی خم کرد تا از افزایش قوس کمر جلوگیری شود.

• ارتفاع صندلی باید طوری باشد که در موقع نشستن زانوها مختصری از مفصل ران بالاتر قرار گیرد اگر ارتفاع صندلی بلند است یک پله کوچک زیر پاها بگذارید. در هنگام رانندگی نیز باید وضعیت زانوها به این صورت باشد ۵- تناوب : برایبهبود سیستم گردش خود افراد دست کم باید جلسه در هفته و برای بهبود قدرت عضلانی به صورت متعارف ۲۰ جلسه در ماه تمرین کرد. ۲- تمرینهای عضلانی: الف) بهبود و ارتقای قدرت عضلانی ب) بهبود استقامت عضلات ۳- تمرینهای هماهنگی : تمرینهای هماهنگی عبارت است از اجرای حرکاتی که بصورت آگاهانه فرا گرفته شده و بطور خودکار اجرا می شود باید به خاطر سپرد که اجرای تمرینها باید با رعایت اصول علمی در کلیه مراحل همراه باشد. امروزه موضوع برنامه ریزی و اجرای تمرین چه برای افراد عادی و ورزشکاران نخبه و چه برای افراد دارای ضعف و ناهنجاری، مبتنی بر یافته های علمی بوده و بر اساس ضوابط و اصول علمی تحقق می یابد . ۲) اختلالات کارکردی که بافتهای نرم مثل عضلات ولیگا منتها صدمه می بینند و با حرکات اصلاحی قابل پیشگیری و درمان است. ۳) ۱- تمرینهای مفصلی : الف) ایجاد حرکت لازم در دامنه طبیعی به وسیله خود فرد ۱) اختلالات ساختمانی که ساختار اسکلت وضعیت طبیعی خود را از دست می دهد و با حرکات اصلاحی قابل درمان نیست. ۱- شدت تمرین : (شدت مطلوب ) ۲- تکرار تمرین : در هر وهله از برنامه بهتر است ۱۲ تمرین را در سه ست، ۱۵-۵۰ بار تکرار کرد. تعداد کل تکرار به خود شخص و توانایی او بستگی دارد. وزنه، مقاومت یا فشار را باید به گونه ای برگزید که فرد بتواند دست کم ۱۵-۲۰ تکرار را در هر نوبت انجام دهد. ۳- سرعت تمرین : سرعتی که تمرین در آن اجرا می شود به وضعیت فرد بستگی دارد. ۴- مرحله استراحت : برای افرادی که تمرین می کنند زمانهای استراحت بین هر مرحله از تمرین به طور معمول یک تا دو دقیقه باید باشد.

ا صول کلی در مراحل نشستن:

نتیجه گیری :

حرکات اصلاحی یکی از بخشهای تربیت بدنی است که هدف آن پیشگیری و رفع برخی ناهنجاریهای جسمانی توسط تمرینات بدنی است به عبارت دیگر حرکات اصلاحی عبارت است از برنامه ای ورزشی و حرکتی که در آن با اجرای تمرینات خاص عملکرد و ساختمان بدن تغییر می کند و اصلاح می شود اجرای تمرینات بدنی برای افرادی که در مورد وضعیت بدنی خود دچار ناهنجاری هستند و یا به دلایلی مانند عدم رعایت بهداشت حرکتی، وضعیت بدنی آنها از حالت طبیعی خارج شده است به سه دسته تحت عناوین تربیت بدنی اصلاحی تربیت بدنی تکاملی و تربیت بدنی انطباقی تقسیم شده است تربیت بدنی اصلاحی با اصلاح ناهنجاریهای ایجاد شده به علت عوامل مختلف و تربیت بدنی تکاملی با رشد و پرورش تواناییهای حرکتی و آمادگی بدنی افرادی که پایینتر از سطح مورد قبول هستند سر و کار دارد، کوشش می شود که با استفاده از حرکات و فعالیتهای بدنی افراد ناهنجار با اجتماع سازگار شود.
نکته مهم در اجرای حرکات اصلاحی، تعیین زمان مناسب برای اجرای این گونه تمرینات است اگر تمرینات اصلاحی در زمان مناسب طراحی و اجرا گردد غلبه بر مشکل موثرتر صورت می پذیرد از این رو تمرینهای اصلاحی باید در برنامه تربیت بدنی کودکان کم سن و سال گنجانده شود. بنابراین امکان بهبود و اصلاح از طریق حرکات جبرانی و ورزشهای درمانی وجود دارد.

حرکات اصلاحی برای تشخیص وضعیتهای غلط و غیر طبیعی، وضعیت بدنی در حالتهای چون ایستادن، راه رفتن، نشستن و خوابیدن و نیز وسایل مورد استفاده چون کفش، کیف، میز و صندلی و اتومبیل و اخیر”ا نیز رایانه ها مطالعه می شود. در گذشته به دلیل جنبه های کاربردی و سودمندیهای اجتماعی این رشته، بویژه در مدارس و در سطح کودکان، نوجوانان و جوانان و اکنون به دلیل توسعه ورزش قهرمانی و ضرورت پیشگیری و اصلاح ناهنجاریهای ورزشکاران، حرکات اصلاحی پیشرفت و تحول چشمگیری یافته است این حیطه اکنون گاه به منزله حرکت درمانی نیز شناخته می شود. این حیطه علی رغم اشتراکی که با علوم توانبخشی دارد به دلیل ویژگیهای اختصاصی از ماهیت و کارکرد مستقلی برخوردار است و نتیجه این امر جایگاه علمی و حرفه ای شایسته ای است که در بین علوم دیگر به خود اختصاص داده است.

برگرفته شده از سایت :  www.sportfa.ir

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سيد كمال عبداللهي منش  | 

چرا گودي بيش از حد در كمر بوجود مي‌آيد؟

گودي کمر

 
 پیش از هر چیز باید راستای ستون فقرات را بشناسید و دقت کنید هر کاری که موجب به هم خوردن این راستا شود، می‌تواند موجبات درد ستون فقرات را فراهم کند. یک تقعر تحتانی در ناحیه کمر وجود دارد که به آن لوردوز کمری می‌گویند، تحدب بالایی آن منطقه که درست در قسمت پشت است را کیفوز می‌نامند و انحنای مقعر دیگری در گردن وجود دارد که لوردوز خفیف گردنی گفته می‌شود. این حالت ستون مهره‌ها که حالت مارپیچ و فنری ‌شکل را به آن می‌دهد موجب می‌شود تحرک صورت گیرد و اصولا توانائی ایستادن ما تا حد بسیار زیادی مدیون همین انحناهاست. هر حالتی که لوردوز کمر،کیفوز پشتی و لوردوز گردن را به هم بزند، درد تولید می‌کند و سپس اسپاسم عضله و گرفتگی آن به مرور پیش می‌آید و فشار به استخوان‌ها و در نهایت مشکلات دیسک بروز می‌کند. میزان انحنای ستون فقرات در یك ناحیه، بر سایر قسمتها نیز اثر گذاشته و می‌تواند آنها را تغییر دهد.

میزان انحنای كمر بیشتر از حد میزان طبیعی را هیپرلوردوزیس یا گودی بیش از حد كمر می‌نامند.

چرا گودي بيش از حد در كمر بوجود مي آيد ؟

ضعف عضلات شكمي در اثر علل مختلف  

چاقي

پوكي استخوان

در رفتگي تدريجي مهر ه ها يا در اصطلاح علمي اسپونديلوليستزيس و.....

آيا درست نشسته‌ايد ؟!؟

 
اغلب ما بدون اينكه
خودمان آگاه باشيم، در بسياري اوقات روز با بد نشستن  و استفاده ناصحيح از ستون فقراتمان به تخريب و پيري زودرس و آن دامن ميزنيم. بسياري از دردهاي گردن، كتف، شانه، كمر و... در اثر ناآگاهي از طرز استفاده صحيح از بدن بوجود مي‌آيند.

براي درست نشستن، از يك صندلي مناسب بهره بگيريد .اين صندلي بايد توانائي تغيير ارتفاع را داشته و همچنين پشتي آن نيز بتواند قابل تنظيم باشد تا فشارهاي وارده بر ناحيه پشت را كاهش دهد. زانوهاي شما بايد هم‌سطح مفصل لگنتان باشند. سعي كنيد صاف بنشينيد و از لميدن يا خم شدن بر روي ميز كار پرهيز نمائيد. در صورت نياز براي حمايت كمرتان از يك
 
بالشتك كوچك و مناسب بهره بگيريد. حالا كه وضعيت سر و
گردن را تنظيم كرديد، به پاهايتان توجه كنيد!   كف پاها را صاف بر روي زمين بگذاريد و در صورت لزوم از يك زير پائي مناسب استفاده كنيد، و هيچگاه پاها را بصورت ضربدري قرار نداده، و يا روي نوك پنجه نگه‌نداريد. اين كار  از وارد شدن فشارهاي بيش از حد بر مفاصل شما جلوگيري خواهد كرد. از جمع كردن پا زير تنه خودداري كنيد.

در صورتيكه با مونيتور كامپيوتر كار مي‌كنيد، حداقل فاصله‌ي 25-75 سانتيمتر را  بين چشم و صفحه رعايت كنيد. براي اين كار رعايت فاصله‌اي معادل طول بازو كفايت مي‌كند. بالاي صفحه مونيتور در سطح چشم شما باشد، اين كار حتي مي‌تواند با استفاده از چند كتاب صورت گيرد .


چند پيشنهاد ساده براي پيشگيري و كاهش گودي بيش از حد كمر
 

بهترين حالت براي خوابيدن، وضعيت  صورت و شكم رو به بالاست، در حاليكه بالشي زير زانوها قرار گيرد، اما در صورتي كه تمايل داريد بر روي شكم بخوابيد حتما بالشي زير شكم خود قرار دهيد .عضلات پشت و قفسه سینه در صورتی که قوی و قابل انعطاف باشند کمک به حفظ صحیح این انحنا می‌کنند.

 
از کفش‌های با پاشنه‌های خیلی بلند که باعث انحنای بیش از حد کمر به طرف جلو می‌شود خودداری کنید.

همواره در جهت تقویت عضلات شکم و لگن کوشش نماییم چون اینها در نگهداری وضعیت صحیح بدن موثرند.

به هنگام ایستادن بایستی سعی شود که قفسه سینه به طرف جلو و عضلات شکم جمع گردد و از قفل  کردن زانوها در حالت ایستاده خودداری شود.
 

حركات ورزشی در درمان دردهای ناحیه كمر تاثیر مثبتی دارد. همه ما حداقل یكبار درد كمر را در زندگی تجربه كرده‌ایم كه عامل بالقوه وجود این شرایط، به طور عمده مكانهای كاری است.

 

در انجام حركات اصلاحي براي ناحيه كمر در افرادي كه كمر درد دارند نكات زير را بايد در نظر گرفت

 

قبل از شروع تمرينات ابتدا سه الي 5 دقيقه نرمش كنيد.

هرگز تمريناتي كه موجب ايجاد و افزايش درد مي‌شوند انجام ندهيد.

ده دقيقه تمرين روزانه بهتر است از نيم ساعت تمرين هفتگي.

تمرينات را از ساده به مشكل انجام دهيد.

با شكم پر و بعد از غذا تمرين نكنيد.

روي سطح سفت  مثلاً روي پتو بخوابيد.

از خم كردن تنه براي بلند كردن اشياء خودداري كنيد.

در صورت داشتن اضافه وزن، وزن را كاهش دهيد.

 از بلند كردن اجسام سنگين اجتناب كنيد.

 از نشستن روي مبل‌هاي نرم خودداري كنيد.

 

اصول كلي حركات:
 

طراحي برنامه‌ي تمريني براي اصلاح پشت گود بايد به گونه‌اي باشد كه اهداف زير را تامين كند:

1-ايجاد جنبش‌پذيري و افزايش دامنه‌ي حركتي لازم در مهره‌هاي ستون فقرات.

2-كشش و انعطاف عضلات ناحيه‌ي خلفي ستون فقرات در ناحيه‌ي كمر.

3-تقويت عضلات بخش قدامي شكم شامل راست شكمي، مايل خارجي و مايل داخلي.

در همه‌ي موارد فوق بايد از ايجاد فشار بر روي ستون مهره‌ها خودداري شود.

 

 

هدف:ايجاد جنبش‌پذيري در مهره‌هاي كمر

روش اجرا: دستها و زانوها روي زمين، سپس مهره‌هاي كمري را به حالت شل و آزاد رها كنبد و مجدداً مهره‌هاي كمري را به سمت بالا حركت دهيد، به طوري كه در مهره‌هاي كمري فرورفتگي و برآمدگي ايجاد شود.اين حركت را چند مرتبه انجام دهيد و پس از استراحت مجدداً تكرار كنيد.

 

هدف: ايجاد انعطاف و كشش در بخش تحتاني عضلات راست كننده‌ي ستون فقرات

روش اجرا:  روي باسن بنشينيد، پاها را كشيده و رو به جلو نگه داريد،يكي از پاها را در جلو سينه جمع كنيد و با دو دست پاشنه‌ي همين پا را محكم بگيريد سپس زانو را باز كنيد. اين حركت را روي دو پا چند بار تكرار كنيد.

هدف: تقويت عضلات شكم

روش اجرا: روي باسن بنشينيد، پاهاي خود را به سمت جلو بكشيد و همانند حركت قيچي به بالا و پايين ببريد. در اجراي اين حركت مي‌توان دستها را از شست روي زمين گذاشت و يا اينكه دستها را بالا نگه داشت.

ساير تمرينهايي كه در اين مرحله بايد انجام شود شامل خزيدن و همچنين شناي كرال پشت در استخر است.

با انجام برخی حرکات اصلاحی ورزشی گودی کمر درمان می‌شود و اگر ضعف عضلات شکم عامل اصلی گودی کمر باشد باید عضلات شکم را تقویت کرد. در افرایش گودی کمر در خانم‌ها به دلیل زایمان‌ها باید عضلات شکم را تقویت کرد.
 
    

۱- به پشت بخوابید و سرتان را از زمین بلند کنید. در این حالت، عضلات شکم  منقبض می‌شود.

 

۲- به پشت بخوابید و عضلات شکم و باسن را منقبض کنید و کمر را به زمین فشار دهید و چند لحظه این حالت را حفظ کنید. بعد از چند ثانیه استراحت دوباره این کار را تکرار کنید.
 

 

۳- باز هم به پشت بخوابید و زانوها و ران‌ها را خم کنید. در حالی که دست‌ها را روی سینه قرار داده‌اید، حرکت بلند شدن را انجام دهید تا جایی که زاویه تحتانی کتف، از زمین بلند شود. 

اما اگر کوتاهی عضلات خم کننده ران عامل تغییر شکل کمر باشند، باید حرکات اصلاحی ورزش از نوع کششی انجام بدهید

 

۱- به پشت روی تخت بخوابید، طوری که زانوها از تخت آویزان باشد. یک پا را در تماس با تخت نگاه دارید. این حرکت باعث می‌شود عضلات خم کننده ران در پای مخالف کشیده شود. این حرکت باید به صورت متناوب انجام شود تا عضلات خم کننده هر دو ران کشیده شوند.

 

۲- رو به شکم بخوابید. زانوی یک پا را خم کنید و سپس بالا بیاورید. در این حرکت عضلات جلوی ران کشیده می‌شود. در صورتی که عضله راست رانی که قسمتی از چهار سر
 
است کوتاه شده باشد، زانو باید حتما خم باشد تا عضله مزبور کشیده شود.

اما اگر کمر گود مادر زادی باشد با حرکات اصلاحي نمی‌توان آن را درمان کرد.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سيد كمال عبداللهي منش  | 

درمان
آسیب‌های تاندونی
Tendon injuried
معمولاً عضله توسط تاندون به استخوان چسبیده و آثار انقباضی آن از این طریق (تاندون) منتقل می‌شود. عضله فقط هنگام انقباض ایجاد نیرو کرده و این انقباض باعث اثرات کششی روی تاندون می گردد. تاندون‌ها خیلی محکم بوده و از نیروی کششی معادل 50 الی 100 نیوتن بر میلی متر مربع برخوردارند. در مقابل نیروی کششی استقامت دارند ، ولی در مقابل نیروی برشی مقاومت کمتری داشته و در مقابل نیروی فشاری استقامت خیلی کمتری دارد.
تاندون به طور عمده از کلاژن که مقاومت مکانیکی زیادی دارد و الاستین که خاصیت انعطاف پذیری دارد، تشکیل شده است.
در حالت استراحت ساختمان داخلی تاندون به صوت متموج و پرچین و شکن دیده می‌شود ، ولی چنانچه تخت کشش قرار گرفته و 4درصد به طول آن اضافه شود این حالت موج‌دار از بین رفته و بافت کلاژن تحت کشش قرار می‌گیرد. کشیدگی تاندون:
درکشیدگی 4 الی 8 درصد ارتباطات بین فیبرهای کلاژن از هم گسیخته شده و فیبرهای کلاژن از روی یکدیگر لغزیده می‌شوند.
پارگی تاندون:
چنانچه این کشیدگی از 8 الی 10 درصد بیشتر شود، تاندون شروع به پارگی نموده و فیبرهای ضعیف‌تر پاره می‌شوند.
علل آسیب پذیری تاندون ها:
در حالات زیر آسیب پذیری تاندون ها بیشتر است.
1- قبل از مرحله گرم کردن بدن تاندون به طور ناگهانی تحت کشش قرار گرفته و این حالت ادامه یابد.
2- کشش نسبت به محور طولی تاندون با زاویه مایل اعمال شود.
3- تاندونی که در حالت کشیدگی است مورد ضربه واقع شود.
4- عضله مربوطه در حداکثر حالت انقباضی خود باشد.
5- گروه عضلانی مربوطه توسط یک نیروی خارجی کشیده شود.
6- تاندون نسبت به عضله خود ضعیف باشد.
فاکتورهای فوق شامل حال ورزشکاران تمام سنین مختلف است.
انواع آسیب‌دیدگی تاندون ها:
آسیب‌دیدگی های تاندونی به دو نوع پارگی التهاب تقسیم می‌شود. در سن سی سالگی از خاصیت انعطاف پذیری تاندنون‌ها کاسته شده و به تغییرات فرسودگی و اضمحلال آن افزوده می‌شود. این پروسه با ورزش‌های منظم به تاخیر می افتد. التهاب در تاندون‌ها می‌تواند باعث کاهش استقامت آنها شده و حتی با نیروی کششی معمولی باعث پارگی آنها شود. بنابراین اقدامات اصولی برای جلوگیری از پارگی تاندونی در ورزشکاران باید بکار گرفته شود. آسیب‌دیدگی تاندون‌ها معمولاً در نقاطی که گردش خون ضعیفی دارند رخ می دهدو مثلاً تاندون آشیل (زردپی پشت مچ پا ) در ناحیه 2 تا 5 سانتی‌متری محل چسبندگی آن به استخوان پاشنه ؛ یعنی جائی که رگ‌های خونی کافی ندارد، پاره می‌شوند. همچنین پارگی تاندون عضله سوپراسپناتوس در ناحیه شانه در فاصله نیم تا یک سانتی‌متری چسبندگی آن به استخوان بازو ؛ یعنی جائی که خون‌رسانی کمی دارد ایجاد می‌شود .
آسیب‌های تاندون آشیل را می‌توان به طرق مختلف تقسیم‌بندی کرد. از نظر کلینیکی باید پارگی و سندرم کار مفرط به علت تفاوت‌هائی که از نظر پیش آگهی و سیر بیماری و نحوه درمانی وجود دارد فرق گذاشت.
پارگی‌های را به نوع کامل (درجه3) و ناقص (درجه1 و درجه2) تقسیم بندی می‌کنند.
پارگی‌های کامل یا درجه 3:
پارگی‌های کامل تاندون‌ها معمولاً در تاندون‌های فرسوده و بخصوص در ورزشکاران مسن که پس از چند سال دوری مجدداً به فعالیت‌های ورزشی باز می‌گردند اتفاق می‌افتد.
چنین پارگی‌هایی خصوصاً در بازیکنان بدمینتون دیده می‌شود ، ولی در تنیس ، هندبال تیمی ، بسکتبال ، راگبی ، فوتبال ، فوتبال آمریکائی، پرش طول ، پرش ارتفاع و دوندگان نیز دیده می‌شود.
علائم تشخیص:
پارگی‌های کامل تاندونی ممکن است به صورتهای زیر دیده شود:
- احساس صدائی شبیه بشکن زدن همراه با درد شدید در زمان حادثه.
- فرد ورزشکار مصدوم قادر به انجام کارهایی که در آن پابرجا بودن تاندون و عضله مربوطه لازم است نمی باشد.
- ممکن است یک ناحیه خالی همراه با درد و حساسیت شدید لمس شود.
- اغلب در مدت کوتاهی پس از آسیب دیدگی تورم و کبودی که نشانه خونریزی است ظاهر می‌شود.
- یک معاینه کامل و دقیق تشخیص را تأیید می‌کند.
محل ضایعه: پارگی کامل بیشتر در تاندون‌های آشیل ، سوپرا اسپناتوس ، دو سر بازو ، چهار سر ران و تاندون کشککی اتفاق می‌افتد.
درمان:
فرد ورزشکار یا مربی ، اقدامات زیر را باید انجام دهد:
1- قطع فعالیت ورزشی
2- استراحت دادن و بی‌حرکت کردن عضو مبتلا
3- در مورد اندام تحتانی استفاده از چوب زیربغل
4- سرد کردن ناحیه مبتلا
بسته به محل و نوع آسیب‌دیدگی، پزشک یکی از روش‌های زیر را انتخاب می کند:
1- درمان جراحی و سپس بی‌حرکت کردن عضو با گچ‌گیری به مدت 4 الی 6 هفته بخصوص اگر ورزشکار مصدوم جوان باشد.
2- فقط بی حرکت کردن عضو به وسیله گچ‌گیری
3- به حرکت درآوردن سریع عضو با ورزش‌های مناسب

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سيد كمال عبداللهي منش  | 

اندازه‌گيرى وزن ايده‌‌آل يا هدف
چربى زياد در بدن با آمادگى جسماني، سلامت و عملکرد ورزشى منافات دارد. به‌هر حال هيچکس دقيقاً نمى‌تواند چربى ايده‌آل بدن را تعيين کند. مقادير متوسط درصد چربى در بدن تقريباً ۱۵ درصد در مردان و ۲۵ درصد در زنان است. زنان و مردانى که مرتباً ورزش مى‌کنند و يا در مسابقات ورزشى شرکت مى‌جويند، درصد چربى پائين‌ترى هم دارند. در ورزش‌هاى برخوردى و رشته‌هائى که نيازمند داشتن قدرت عضلانى هستند، عملکرد بهينه معمولاً نيازمند تودهٔ بدنى قوى با حداقل چربى است. ارزيابى دقيق ترکيب بدن (نه وزن آن) بايد معين‌کنندهٔ وزن ايده‌آل ورزشکار باشد. وزن ايده‌آل بدن به اين صورت محاسبه مى‌شود:


تودهٔ بدون چربى بدن / درصد چربى ايده‌آل - ۱

براى مثال، ورزشکارى ۱۲۰ کيلوگرمى را در نظر بگيريد که پرتاب وزنه‌ انجام مى‌دهد و در حال حاضر داراى ۲۴ درصد چربى در بدن باشد. وى مى‌خواهد بداند که چه مقدار چربى بايد از دست بدهد تا ترکيب چربى بدن او به ۱۵ درصد برسد:


۰/۲۴×۱۲۰= تودهٔ چربى بدن


کيلوگرم 28.8 =


۲۸/۸-۱۲۰= تودهٔ بدون چربى بدن


کيلوگرم ۲/۹۱=


(۰/۱۵-۱): ۹۱/۲= وزن هدف


۰/۸۵: ۹۱/۲=


کيلوگرم 107.3=

ميزان از دست رفتن دلخواه چربى برابر است با اختلاف وزن هدف با وزن کنونى بدن:


۱۰۷/۳-۱۲۰=


کيلوگرم 12.7=

اگر اين ورزشکار، 12.7 کيلوگرم از چربى بدن خود را از دست بدهد، وزن بدن جديد او يعنى 91.2 کيلوگرم، داراى ۱۵ درصد چربى خواهد بود. محدوديت متوسط در ميزان دريافت کالرى به‌علاوهٔ افزايش مصرف روزانهٔ چربى باعث از دست رفتن چربى بدن و باعث ماندن تودهٔ بدون چرب آن 'Lean tissue' خواهد شد.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سيد كمال عبداللهي منش  | 




شاید بتوان گفت که مفصل زانو، مظلوم ترین مفصل بدن است که بیشترین فشار را در طول زندگی تحمل می کند و وزن بدن را در طول عمر تاب می آورد. این مفصل، یک مفصل «سینوویال» یعنی مفصلی است که به وسیله یک کپسول متشکل از رباط ها احاطه می شود و حاوی مایعی است که به آن مایع سینوویال می گویند که اصطکاک در مفصل را کاهش می دهد.
در مفصل زانو انتهای استخوان ران با سر استخوان درشت نی کنار هم قرار می گیرند. دو برجستگی استخوانی در دو طرف انتهای استخوان ران وجود دارند که به آنها «کندیل» می گویند. این کندیل ها روی سطح فوقانی استخوان درشت نی قرار می گیرند.
این سطح را «کفه درشت نی» می گویند. این کفه به دو قسمت بیرونی و درونی تقسیم می شود. درشت نی در شیار خاصی که میان دو کندیل استخوان ران تشکیل شده است، می لغزد.
استخوان کوچک تر ساق پا، نازک نی، وارد مفصل زانو نمی شود. این استخوان مفصل کوچکی را تشکیل می دهد که آن را به یک طرف درشت نی وصل می کند. این مفصل چندان حرکتی ندارد.
غضروف مفصلی ماده ای است که انتهای استخوان ها در هر مفصل را می پوشانند. این ماده در اغلب مفاصل بزرگ تر حدود ۵/۲ سانتی متر ضخامت دارد. این ماده سفید و درخشان است و قوامی لاستیکی دارد. غضروف مفصلی یک ماده لغزنده است که اجازه می دهد سطوح استخوانی بدون آسیب زدن به یکدیگر روی هم بلغزند.
کارکرد غضروف مفصل این است که ضربات وارده جذب و یک سطح کاملا صاف ایجاد کند که تا حرکت استخوان ها تسهیل شود.
ما تقریبا در هر نقطه ای در بدن که دو سطح استخوانی در مقابل هم حرکت می کنند، این غضروف مفصلی را داریم. در زانو، غضروف مفصلی انتهای استخوان ران، سر استخوان درشت نی و پشت استخوان کشکک را می پوشاند.


● رباط ها و تاندون ها
رباط ها (لیگامان ها) نوارهای محکم بافتی هستند که انتهاهای استخوان ها را به یکدیگر متصل می کنند. دو رباط مهم در هر طرف زانو قرار دارد: رباط کولترال داخلی (MCL) و رباط کولترال خارجی (LCL). داخل مفصل زانو، دو رباط مهم دیگر قرار دارد که بین استخوان ران و درشت نی قرار دارند: رباط صلیبی قدامی (ACL)در جلو و رباط صلیبی خلفی (PCL) در عقب.
رباط های کولترال داخلی و خارجی مانع از حرکت بیش از حد زانو به طرفین می شوند. رباط های صلیبی قدامی و خلفی حرکت جلو به عقب زانو را مهار می کنند.
رباط صلیبی قدامی مانع از لغزیدن بیش از حد درشت نی روی استخوان ران به سمت جلو می شود. رباط صلیبی خلفی مانع از حرکت بیش از حد درشت نی روی استخوان ران به سمت عقب می شود. این دو رباط همراه با هم مهم ترین رباط هایی هستند که پایداری زانو را حفظ می کنند.
دو نوع رباط اختصاصی به نام «مینیسک» هم میان ران و درشت نی قرار دارد. این ساختارها را گاهی غضروف زانو هم می گویند، ولی در واقع مینیسک ها با غضروف مفصلی که سطح مفصل را می پوشاند، متفاوت اند.
دو مینیسک زانو به دو دلیل اهمیت دارند. اول اینکه به همراه هم مانند یک ضربه گیر عمل می کنند که نیروی وارد آمده از وزن بدن را به سطح بزرگ تری پخش می کند. دوم اینکه مینیسک ها به رباط های اطراف زانو در پایدار کردن آن کمک می کنند.
یک توپ را تصور کنید که روی یک سطح صاف قرار گرفته است. این توپ انتهای استخوان ران است و آن صفحه سر استخوان درشت نی.
مینیسک ها در واقع به دور انتهای گرد استخوان ران می پیچند و فضای میان آن و کفه استخوان درشت نی را پر می کنند. مینیسک ها با این ساختار به توزیع وزن استخوان ران روی استخوان درشت نی هم کمک می کنند.
اگر مینیسک ها وجود نداشتند، هر وزنی که روی استخوان ران وارد می شد، روی یک نقطه استخوان درشت نی منتقل می شد. اما با وجود این مینیسک ها وزن روی تمام سطح کفه بالایی استخوان درشت نی توزیع می شود. این توزیع وزن به وسیله مینیسک ها اهمیت زیادی دارد، زیرا از وارد آمدن فشار بیش از حد بر غضروف مفصلی در انتهاهای استخوان ها جلوگیری می کند. بدون مینیسک ها، تمرکز یافتن نیرو بر یک ناحیه کوچک غضروف مفصلی می تواند به سطح آن آسیب برساند و به تحلیل رفتن آن در طول زمان بینجامد.
مینیسک ها علاوه بر محافظت از غضروف مفصلی، به رباط ها کمک می کنند تا زانو را پایدار نگه دارند. مینیسک ها با عمل کردن مانند یک گوه که زیر یک چرخ ماشین پارک شده می گذارید، مفصل زانو را پایدارتر می کنند. مینیسک ها در لبه بیرونی شان ضخیم تر هستند، و این ضخامت کمک می کند تا مانع از تکان خوردن انتهای استخوان ران روی کفه استخوان درشت نی شوند. مینیسک ها در واقع کفه انتهای بالایی درشت نی را به یک حفره کم عمق بدل می کنند. حفره ای که در انتقال وزن بخش بالایی بدن، نسبت به یک سر گرد روی یک صفحه صاف، کارآمدتر و و پایدارتر است. مینیسک ها همچنین پایداری زانو را تقویت می کنند و غضروف مفصلی را از تمرکز یافتن بیش از حد وزن روی آن محافظت می کنند.
در مجموع همه رباط های زانو از جمله مهم ترین ساختارهایی هستند که به پایداری زانو یاری می رسانند. به یاد دارید که رباط ها استخوان ها را به استخوان ها متصل می کنند. بدون رباط های محکم و قدرتمند برای اتصال ران به درشت نی، مفصل زانو بیش از حد شل و ول خواهد بود.
زانو بر خلاف مفاصل دیگر بدن فاقد یک چارچوب محکم استخوانی است. در مقابل برای مثال، در مفصل ران، سر گرد استخوان ران، درون یک حفره عمیق قرار می گیرد.
تاندون ها (زردپی ها) مانند رباط ها هستند، به جز اینکه آنها عضلات را به استخوان ها می پیوندند. بزرگ ترین تاندون بدن در اطراف زانو قرار دارد، تاندون کشککی است. این تاندون استخوان کشکک (کلاهک زانو) را به استخوان درشت نی اتصال می دهد. این تاندون روی کشکک را می پوشاند و به بالا به سوی ران ادامه پیدا می کند.
این تاندون را تاندون چهارسر می گویند، چرا که به عضلات چهارسر جلوی ران متصل می شوند. عضلات هامسترینگ (دوقلو) در عقب پا نیز تاندون هایی دارند که به محل های مختلف در مفصل زانو وصل می شوند. از این تاندون ها گاهی به عنوان تاندون پیوندی برای جایگزینی رباط های آسیب دیده در زانو استفاده می شود.زانو در محل اتصال دو استخون مهم است: انتهایی پایین استخوان ران (فمور) و انتهای بالایی استخوان درشت نی ساق (پاتلا). کلاهک زانو یا کشکک (استخوان پاتلا) در شیار روی انتهای غضروف سر استخوان ران در جلوی زانو قرار می گیرد.
غضروف بافت هموار و در عین حال محکمی است که در محل های تماس استخوان ها، آنها را می پوشاند و از اصطکاک میان دو سر استخوان جلوگیری می کند. دیسک های غضروفی هلالی شکل به نام «مینسک داخلی» و «مینسک خارجی» نیز در فاصله سر استخوان های درشت نی و ران قرار دارد.
رباط ها (لیگامان ها) بافت های همبندی هستند که استخوان ها را به هم پیوند می دهند، مثلا رباط کولترال جانبی استخوان ران را به نازک نی متصل می کند. تاندون ها (زردپی ها) عضلات را به استخوان ها متصل می کنند، برای مثال، عضله چهار سر به جلوی استخوان ران را به کشکک متصل می کند.
عضلات اطراف زانو (مانند عضله چهارسر و هامسترینگ) قدرت لازم برای خم و راست شدن زانو را فراهم می کنند و ضربات ناشی از حرکت را جذب می کنند.عضلات
حرکت زانو و راه رفتن ما به یک سازوکار حرکتی وابسته است، که «سازوکار راست کننده زانو» نامیده می شود. این سازوکار که در جلوی زانو قرار دارد، شامل استخوان کشکک، تاندون کشککی، تاندون چهارسر و عضلات چهارسر است. چهار عضله چهارسر که در جلوی ران قرار دارند، عضلاتی هستند که به تاندون چهارسر متصل می شوند. هنگامی که این عضلات منقبض می شوند، زانو را راست می کنند، مثلا هنگامی که ما از وضعیت نشسته بلند می شویم.
شیوه ای که کشکک زانو درون شیار «کشککی رانی» در جلوی استخوان ران قرار می گیرد و هنگامی زانو خم می شود، می لغزد، می تواند بر کارکرد کلی زانو اثر بگذارد. کشکک مانند یک تکیه گاه عمل می کند، که نیروی ایجاد شده به وسیله عضلات چهارسر را هنگام راست شدن زانو تشدید می کند. هنگامی که عضلات چهارسر منقبض می شوند، زانو راست می شود. عضلات هامسترینگ در پشت ساق پا و ران قرار می گیرند. هنگامی که این عضلات منقبض می شوند، زانو خم می شود.


● اعصاب
مهم ترین عصب دور زانو، عصب پوپلیتئال است که در پشت زانو قرار دارد. این عصب بزرگ در پشت بخش پایینی ساق پا و پنچه پا قرار دارد، و حس و کنترل عضلات را ممکن می کند. این عصب درست در بالای زانو به دو شاخه تقسیم می شود تا عصب های درشت نئی ای و پرونئال را تشکیل دهد. عصب درشت نی ای به مسیر خود در پشت ساق پا ادامه می دهد، عصب پرونئال به مسیر خود در بخش بیرونی زانو و به سمت پایین در جلوی ساق پا ادامه می دهد. هر دوی این عصب ها ممکن است در آسیب های زانو صدمه ببینند.


● رگ های خونی
رگ های خونی عمده اطراف زانو به همراه عصب پوپلیتئال، به سمت پایین در عقب ساق پا حرکت می کنند. شریان پوپلیتئال و ورید پوپلیتئال بزرگ ترین خون رسان ها به ساق و پا هستند. اگر شریان پوپلیتئال بدون امکان ترمیم کردن، آسیب ببیند، ممکن است ساق پا دیگر نتواند به حیات خود ادامه دهد. شریان پوپلیتئال خون را به ساق پا و پا می رساند و ورید پوپلیتئال خون را از این بخش ها به قلب بازمی گرداند.


● خلاصه
طرح ساختمانی زانو تا حدی ناپایدار است. با این وجود زانو باید کل وزن بدن را هنگام ایستادن تحمل کند، و هنگام راه رفتن یا دویدن حتی وزن بیشتری به آن تحمیل می شود. بنابراین تعجب آور نیست که مشکلات زانو از جمله بیماری های بسیار شایع در همه سنین است.
درک بهتر بخش های پایه ای زانو به شما کمک می کند که هنگام بروز این مشکلات بهتر بفهمید چه رخ داده است.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سيد كمال عبداللهي منش  | 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سيد كمال عبداللهي منش  | 


این سندرم یک مشکل شایع در ناحیه ای از مچ دست است که در ارتباط با عوامل مختلفی ایجاد می گردد.شکستگی ها،دررفتگی ها،تومورها،برخی از بیماری ها(مثلا دیابت یا اختلالات تیروئید) و انجام فعالیت های تکراری در ناحیه مچ دست،از مواردی هستند که باعث درگیری عصب مدین در قسمت خاصی از مچ دست می گردند.سندرم تونل مچ دستي(carpal tunnel syndrome)،بيماري رنج‌آور و ناتوان كننده‌اي است كه در اثر افزايش فشار داخل كانال مچ دستي ايجاد شده و در نتيجه آسيب به عصبي كه از داخل كانال رد ميشود (عصب مديان ) رخ ميدهد.اگر به هر علتی از جمله استفاده بيش از حد از مچ دست،فشار کانال ناحیه مچ افزايش يابد،منجر به كاهش خون رساني به عصب در اثر تنگي عروق شده و مجموعه‌اي ازعلائم و نشانه‌ها را پديد مي آورد كه مشخص كننده سندرم کانال مچ دستی(CTS)است.

تصویر ذیل:

اين سندرم در افراديكه از دستهايشان استفاده زيادي بعمل مي آورند بيشتر ديده ميشود بعنوان مثال جانبازاني كه دچار قطع نخاع پشتي يا كمري هستند و يا بعلت قطع اندامهاي تحتاني شان نياز به استفاده بيش از حد از دستها جهت حركات جابجائي و انتقالي دارند بطور شايعي دچار سندرم ميشوند.

ساختمان تونل مچ دستي

ديواره‌هاي اين تونل از استخوانچه‌هاي مچ دست تشكيل شده است. (دو استخوانچه در سمت داخل، دو استخوانچه در سمت خارج و دو استخوانچه كف تونل را تشكيل ميدهد) سقف تونل كه در امتداد كف دست در ناحيه مچ ديده ميشود از جنس ليگامان بوده و ادامه فاسياي ناحيه ساعد مي باشد. عصب مديان به همراه 9 تا 10 تاندون از داخل اين تونل رد ميشوند (تصویر زیر)

 

هشت تاندون مربوط به عضلات خم كننده سطحی و عمقي انگشتان بوده و يك تاندون متعلق به عضله خم كننده دراز انگشت شست(F.P.L) و گاهي نيز تاندون مربوط به عضله خم كننده راديال مچ دست نيز از داخل تونل رد ميشود. مشخص ميشود كه عصب مديان در ميان تاندونهاي فوق در فضاي نسبتا” تنگي قرار داشته و به سمت كف دست و انگشتان ادامه مسير مي دهد.

فاكتورهاي خطر در ايجاد سندرم تونل مچ دستي

1-سنين ميانسالي و بيشتر 60-30 سالگي

2-برخي مشاغل كه از حركات تكراري و شديد مچ دست استفاده زيادي مي برند. همچون تايپيست، پيانيست‌ها، ويلچرسواران و استفاده ناصحيح از عصا و ....

3-در زنان 4-3 برابر بيشتر از مردان رخ ميدهد و گمان مي رود تا حدودي به حرفه و شغلهاي خاص آنها مربوط شود.

4-گاهي بصورت خانوادگي ديده مي شود.

5-دست غالب معمولا” بيشتر درگير ميشود و اگر دو طرفه باشد علائم معمولا” در دست غالب شديدتر است.

6-بيماران دچار ديابت ، نقرس، آرتريت روماتويئيد، كم كاري تيروئيد و ....

7-گاهي در دوران حاملگي و معمولا” در سه ماهه سوم رخ مي دهد و اكثرا” پس از زايمان خوب مي شود.

۸-تومورهای ناحیه مچ دست 

علائم سندرم تونل مچ دستي

بيماران اكثرا” از خواب رفتگي ،‌بي حسي و گزگز و مورمور يا سوزن سوزن شدن انگشتان در قلمرو عصب دهي عصب مديان (شكل 2 ) شكايت دارند. بسياري از بيماران نيز از درد مچ دست در شب يا پس از كارزياد با دست يا انگشتان شاكي هستند و يا از خواب رفتن شديد دست و انگشتان توام با درد و ناراحتي شبانه كه منجر به بيدار شدن از خواب ميشود رنج مي برند به حدي كه مجبورند با تكانهاي مكرر دست و يا مالش آن، اين احساس ناراحتي را موقتا” رفع نموده و مجددا” بتوانند بخوابند.

در موارد پيشرفته بيماري، ضعف انگشتان شست و اشاره توام با لاغري عضلات مربوطه رخ ميدهد و منجر به سقوط اشياء از دست مي گردد. در پاره‌اي موارد بيمار از درد ساعد، آرنج يا شانه به تنهائي ، ممكن است شاكي باشد و يا درد مچ دست ممكن است به هر منطقه‌اي از اندام فوقاني ( از گردن تا نوك انگشتان) ارجاع داده شود زيرا عصب مديان از ريشه‌هاي عصبي گردن C6 تا T1 عصب دريافت مي كنند.

نشانه‌هاي باليني سندرم تونل مچ دستي

1-ممكن است كاهش حس لمس در محدوده عصب دهي عصب مديان ( شكل 2 ) مشاهده شود اما عليرغم شكايات حسي بيمار اغلب در مراحل اوليه بيماري در معاينه قابل كشف نيست.

2-نشانه فالن: اگر مچ هر دو دست را در حالت كاملا” خم شده ازپشت بهم وصل كنيم (شكل 3) و بمدت حداكثر 60 ثانيه نگهداريم چنانچه در انگشتان مربوط به محدوده عصب مديان (شكل 2) گزگز، مورمور، سوزن سوزن شدن يا كرختي و بي‌حسي ايجاد شود، تست مثبت مي باشد.

3-نشانه تينل: اگر بوسيله نوك انگشت اشاره روي تونل مچ دستي بيمار ضربات ملايمي بصورت دق كردن وارد كنيم و در محدوده انگشتان عصب مديان ايجاد علائم گزگز و مورمور يا سوزن سوزن شدن يا احساس برق گرفتگي بوجود آيد مثبت تلقي ميشود.

4-تست فشار روي عصب مديان ( تست دور كان): چنانچه بمدت حداكثر 60 ثانيه روي تونل مچ دستي فشار ملايمي وارد كنيم و علائم گزگز و مورمور يا بي حسي يا سوزن سوزن شدن و كرختي در انگشتان مربوط به عصب مديان ايجاد شود تست مثبت مي باشد.

5-ضعف عضلات ناحيه كف دستي انگشت شست بهمراه تحليل و لاغر شدگي اين عضلات در موارد شديد و طول كشيده اين سندرم ديده ميشود.

تشخيص كلينيكي سندرم تونل مچ دستي

اين سندرم بخاطر علائم و نشانه هاي خاص خود، تشخيص كلينيكي دارد ليكن اكثرا” در مراحل اوليه بيماري ، در معاينه فيزيكي هيچ علامتي ممكن است يافت نشود در اين حالت تشخيص بايد بر اساس حضور علائم و فاكتورهاي خطر صورت گرفته و توسط بررسي هدايت عصبي (نوار عصب و عضله ) تاييد تشخيص صورت پذيرد.

تاييد تشخيص كلينيكي سندرم تونل مچ دستي

قابل اعتماد ترين و بهترين وسيله براي ارزيابي وضعيت عملكردي عصب مديان، استفاده از الكترود ياگنوز يا نوار عصب و عضله مي باشد كه اهميت زيادي در تشخيص ،‌تعيين پيش آگهي و وضعيت آينده عصب و تصميم گيري صحيح درماني،رد كردن ساير مشكلات اعصاب محيطي و يا درگيري ريشه هاي عصبي گردني و مشخص شدن شدت درگيري عصب مديان دارد.

درمان سندرم تونل مچ دستي

1-استراحت نسبي در ناحيه مچ در موارد جديد و خفيف كه گاهي موجب بهبودي ميگردد.

2-درمان حمايتي شامل استفاده از اسپلينت مچ دستي ( Wrist  Splint ) ميباشد كه بايد دفت كرد در ناحيه مچ دستي هيچگونه انحنايي چه در جهت كف دست يا بطرف پشت دست نداشته باشد ( حداكثر زاويه قابل قبول 10 درجه زاويه در مچ دست به سمت پشت دست ميباشد ) . توصيه ميشود بمدت 3 هفته بطور مداوم بسته شود و تنها بهنگام شستشو باز شود يا بمدت 6 هفته هر شب طي خواب استفاده شود. بهترين پاسخ درماني به اسپيلنت در سه ماه اول شروع علائم است در صورت مزمن شدن بيماري اگر يك ماه از مصرف مداوم اسپيلنت گذشت و علائم فروكش نكرد بايد از روشهاي ديگر درماني استفاده كرد.

3-درمان دارويي: استفاده از داروهاي مسكن غير كورتوني يا كورتوني گاهي مفيد است اما در بين آنها موثرترين روش تزريق كورتون بداخل كانال مچ دستي ميباشد.

4-توانبخشي(فیزیوتراپی و کاردرمانی) بوسيله حركات كششي هر دو جهت در مچ دست بوسيله دست سالم بهمراه حركات ورزشي تقويت عضلات ساعد و مچ زير نظر متخصص، از مهمترين نكات جلوگيري از عود سندرم مي باشد.

5-درمانهاي فيزيكي بوسيله مداليته هاي فيزيوتراپي از جمله اولتراسوند،TENS ، ليزر كم توان، جزء بي ضررترين درمانها محسوب مي شود.

6-جراحي در مواردي كه درمان هاي ديگر بي نتيجه بوده‌اند يا شدت بيماري بسيار زياد باشد اعمال مي گردد(شکل زیر).

عوارض ناشي از عدم درمان سندرم تونل مچ دستي

سندرم تونل مچ دستي كه درمان نشده باشد گاهي منجر به آسيب دائمي عصب مديان شده (برخي يا همه رشته‌هاي عصبي از بين ميروند) و در نتيجه اختلال حسي يا حركتي دائمي بوجود مي آيد و لذا توجه به اين نكته بسيار مهم است و هرگز نبايد اجازه داد كه اختلال عصب منجر به ضايعه دائمي عصب گردد.

عوارض ناشي از درمان در سندرم تونل مچ دستي


عوارض ناشي از جراحي ناشايع بوده معهذا بيش از همه احتمال دارد عمل قطع ليگامان پوشاننده سقف كانال مچ دستي، بطور ناقص انجام شود كه منجر به عود سندرم خواهد شد. ساير عوارض شامل آسيب به عصب يا شاخه‌هاي كف دستي عصب، ايجاد اسكار ضخيم و كلفت در محل برش جراحي، چسبندگي تاندونهاي منطقه و... باشد.

بي عارضه ترين و مطمئن‌ترين روش درمان اين سندرم استفاده از روشهاي فيزيكي و حمايتي مي باشد ضمن آنكه بيماريهاي زمينه‌اي همراه از جمله ديابت، نقرس و ... را بايد كنترل كرد.

منبع متن:سایت مرکز ضایعات نخاعی

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سيد كمال عبداللهي منش  | 


مقدمه: پنجه غازي به منطقه اي در پروگزيمال تيبيا در قسمت آنترو مديال گفته مي شود كه محل اتصال تاندون سه عضله سارتوريوس، گراسيليس و سمي تاندينوزوس مي باشد. از لحاظ باليني دردهاي اين منطقه به بورسيت پنجه غازي مرتبط مي گردد. علايم و نشانه هاي آن شامل درد لوكاليزه، حساسيت و تورم در اين ناحيه است. از جمله ريسك فاكتورهاي شايع موثر در ايجاد بورسيت پنجه غازي به چاقي، استئو آرتريت و راه رفتن غير طبيعي ميتوان اشاره نمود.

روشهاي رايج براي درمان بورسيت پنجه غازي شامل تزريق موضعي نوعي كورتون طولاني اثر در ناحيه بورس پنجه غازي و يا استفاده از يك مسكن ضد التهابي غير استروئيدي، ماساژ و روشهاي فيزيوتراپي مي باشد ( درمان هاي نگهدارنده). به ندرت در درمان اين ضايعه به جراحي نياز مي شود.
هدف: هدف از تحقيق مقايسه نتايج درمان بورسيت پنجه غازي با دو روش درمان نگهدارنده و يا تزريق تريامسينولون است و اينكه ميزان رضايتمندي بيماران و پاسخ به درمان در كدام گروه درماني بيشتر است.
مواد و روش ها: از ميان بيماراني كه با بورسيت پنجه غازي به درمانگاه سرپايي بيمارستان آريا، بيمارستان 22 بهمن و مطب مراجعه كرده بودند، 58 بيمار در اين مطالعه شركت كردند. بيماران به دو گروه تقسيم شدند. يك گروه با درمان نگهدارنده و گروه ديگر با تزريق موضعي تريامسينولون مورد درمان قرار گرفتند. نتايج درمان، سه هفته بعد با معيارهاي ارزيابي درد (VAS(Visual Analouge Scale و عملكرد western Ontario and McMaster Universities ارزيابي شدند.
نتايج: بر اساس معيار (VAS(Visual Analouge Scale در هر گروه بيماران، در ميانگين شدت درد زانوي چپ (5.9±55) و بعد از درمان (5.79±33.61) اختلاف معني داري مشاهده شد. (P=0.0113) اما نتيجه درمان در بين دو گروه اختلاف معني داري نشان نداد. (P=0.338) بر اساس معيار WOMC(Western Ontario and McMaster Universities) نيز پس از تحليل لوجستيك (آزمون والد)، شدت درد زانوي چپ قبل و بعد از درمان (Wald Chi- squares=14.9) اختلاف معني داري نشان داد (P=0.0108)، اما در بين دو گروه درماني، ميزان كاهش شدت درد(Wald Chi- squares) تفاوتي نشان نداد. (P=0.151)
براساس معيار VS نيز بين ميانگين شدت درد زانوي راست قبل (6.20±44.74) و بعد از درمان (6.08±24.21) اختلاف معني داري مشاهده شد (P=0.0195)، اما باز هم در بين دو گروه مورد مطالعه اختلاف معني داري ديده نشد. (P=0.968) براساس معيار WOMC نيز پس از تحليل لوجستيك (آزمون والد)، در شدت درد زانوي راست قبل و بعد از درمان (Wald Chi-squares=4.88) اختلاف معني داري مشاهده شد (P=0.3002)، اما در بين دو گروه درماني (Wald Chi-squares=1.51) شدت درد تفاوتي نشان نداد. (P=0.825)
نتيجه گيري: تزريق موضعي تريامسينولون و درمانهاي نگهدارنده در درمان بورسيت پس انسرينوس روش مناسبي محسوب مي شوند و نتيجه درمان با اين دو روش تفاوت عمده اي با يكديگر ندارد.

کليدواژگان: Pes anserinus، Bursitis، Osteoarthritis، Local injection، Triamcinolone

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سيد كمال عبداللهي منش  | 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سيد كمال عبداللهي منش  | 


معلوليت تعريف: بر اساس تعريف سازمان بهداشت جهاني(1981)، معلوليت عبارت است از ايجاد اختلال دررابطه بين فرد ومحيط . به بيان ديگر:معلـوليت مجموعه اي از عـوامل جسمي ، ذهني، اجتمـاعي ويا تركيبي از آنها كه به نحوي در زندگي شخص اثر سوء برجـاي گذاشته ومانع زندگي وي به صورت طبيعي مي گردد.

 چنين فردي اصطلاحا معلول ناميده شده وغالبا به دليل عدم امكان زندگي مستقل ،از نظرشخصي و اجتماعي نيازمند توانبخشي است .

 معلول و معلولیت)  ( Disabled تعريف معلول و معلوليت:                                                      معلوليت را «ايجاد اختلال در رابطه بين خود و محيط» تعريف كرده است.به بيان ديگر: معلوليت عبارت

است از مجموعه‌اي از عوامل جسمي، ذهني و اجتماعي   و يا تركيبي از آنها كه به نحــوي فـرد داراي

معلوليت را درروند زندگـی مستقل عــادي از نظر شخصـي و اجتماعـي نيازمنـد كمك انسانـي و يا  

وسيله اي  مي‌ سازد.       

    بنابراين: معلوليت به ناتواني در انجام تمام يا قسمتي از ضروريات عادي يا اجتماعي به علت وجود يك نقص مادرزادي يا عارضي در قواي جسماني يا رواني اطلاق مي‌شود.  چنين فردي اصطلاحاً معلول ناميده شده و غالباً به دليل عدم امكان دست يابي مستقل به زندگي عادي بر ساير ابعاد زندگي  شخص اثر سوء گذارده و مانع ادامه زندگي وي به صورت مستقل  مي‌گردد. سلامت از دید سازمان بهداشت جهانی (WHO) سلامت عبارت است از: سازگاری همه جانبه فرد دارای هر ویژگی با خصوصیات فيزيكي و اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی و اعتقادی محیطی كه در آن زندگی مي كند .   علت معلوليت مادرزادي (ارثی)            جنگ و انقلاب                  بلاياي طبيعي                    حوادث                    بيماريها واژه ها اختلال يا نقص                      Impairment ناتواني                                  Disability معلوليت  Handicapped توانبخشی  Rehabilitation       ناتواني (Disability):   

  ناتواني زاييده شرايط خاص جسمي و رواني است كه بر انسان عارض مي‌گردد و اصولاً ناتواني مي‌تواند پس از برطرف شدن كسالت يا بيماري رفع شود.

بنابراين ناتواني امري موقت است و هميشه به معلوليت ختم نمي‌گردد .     

  نقص ( Impairment):    براساس تعريف انجمن بين‌المللي توانبخشي نقص عبارت است از فقدان يا غير عادي بودن دائمي يا موقتي در ساخت يا عمل جسمي و رواني يك عضو. به عبارت ديگر بي‌نظمي جسمي يا رواني كه كاملاً قابل تشخيص باشد نقص ناميده مي‌شود مثل قطع عضو و بيماري‌هائي كه بر سيستم اعصاب اثر مي‌گذارد.      

 توانبخشي ( Rehabilitation) :    توانبخشي عبارت است از مجموعه تدابير و اقدامات پي‌گير و هماهنگ از خدمات پزشكي، پيراپزشكي، اقتصادي، اجتماعي وفرهنگي  حرفه‌اي كه به قصد درمان و بهبود و همچنين ارتقاء سطح كارآيي آنان تا بالاترين حد ممكن به منظور دست‌يابي معلول به يك زندگي مستقل در جامعه عرضه مي‌گردد. سلامتی ↨ →  برخورداری از رفاه کامل جسمی – روانی - اجتماعی   ↓   →   نقص ↓ →  فقدان یاناهنجاری درزمینه جسمانی،روانی،عملکردی   ناتوانی ↓ →  محدودیت یافقدان درتوانایی انجام فعالیت درسطح طبیعی   معلوليت   →  محروميت‌هاي فرد به عنوان نتيجه نقص و ناتواني      چگونگي روند معلوليت                                            

 عوامل تاثیرگذاربرتعلیم و تربیت 1- وراثت                 2- محیط                      3- اراده وراثت مجموعه ویژگی ها ، خوي و خصلت های منتقل شده از والدین  و اجداد فرد در قالب ژن  مانند : قد – فيزيك بدنی – رنگ پوست ، مو ، چشم  شکل صورت ، سیستم های ارگانيكي داخلی و  سلسله اعصاب – کروموزوم ها و كدهاي ژنتيك  و ...              محیط مجموعه عوامل تاثیر گذار بر رشد و تعالی فرد كه خارج از ویژگـــی ها و خصــوصیــات ژنتيك فــــرد به حساب  مي آیند . مانند: محیط خانوادگی ، مدرسه ، کوچه و محله ، رادیو و تلویزیون ، مربیــان و معلمــان ، افـرادی كه به هر شکل با فرد در تماس قرار مي گیرند و ...            اراده آنچه كه فرد ، وراء عوامل تاثیر گذار وراثتي و محیطی براي خــود انتخــاب مي كند بوسیله عامل تعيين کننده اراده صورت مي گیرد .              

 فصل دوم طبقه بندي معلوليت مقدمه سازمان جهاني بهداشت (WHO) معلوليت را ايجاد اختلال در رابطه بين خود و محيط تعريف كرده است. به عبارت ديگر معلوليت مجموعه‌اي از عوامل جسمي، ذهني، اجتماعي و يا تركيبي از آنها است كه به نحوي در زندگي شخصي فرد اثر سوء بر جاي مي‌گذارد و مانع از ادامه زندگي مستقل وي به صورت  طبيعي مي‌گردد. هر چند تقسيمات گوناگوني براي معلوليت ارايه گرديده ليكن به طور كلي معلوليت‌ها را مي‌توان در شش گروه طبقه‌بندي كرد. ـ معلوليت‌هاي جسمي                      - معلوليت‌هاي حسي                             - معلوليت‌هاي ذهني  - معلوليت‌هاي اجتماعي                    ـ چند معلوليتي‌ها                                 ـ

معلوليت مربوط به ارگانهاي داخلي برطبق آمار سازمان جهان بهداشت در حال حاضر 500 ميليون معلول در جهان وجود دارند كه قريب به 80 درصد آنها در كشورهاي جهان سوم به سر مي‌برند. يك سوم از اين معلولين را كودكان تشكيل مي‌دهند، گرچه در مقاطع مختلف رشد و در سنين مختلف عوامل گوناگوني در معلوليت‌ها دخالت دارند، اما با توجه به بررسي‌هاي انجام شده به جرأت مي‌توان گفت كه در دوران جنيني، انسان حساس‌ترين زمان را از نظر پيدايش معلوليت پشت سر مي‌گذارد. طبقه‌بندي معلولين از ديدگاه توانبخشي 1ـ معلولين جسمي : كه شامل اقسام زير است :

 الف) معلولين قطع عضو  : كه خود به چند زير شاخه تقسيم مي‌شود : ـ قطع اندام فوقاني يا بخشي از آن ـ قطع اندام تحتاني يا بخشي از آن ـ قطع اندام فوقاني يا تحتاني يا بخش‌هايي از آن ب) اختلالات سيستم عصبي و ضايعات نخاعي : كه شامل اقسام زير است:

 ـ فلج يك عضو ـ فلج يك طرفه بدن ـ فلج پاها ـ فلج دست‌ها و پاها و فلج چهار اندام ـ فلج مغزي CP 2ـ معلولين حسي  : كه شامل الف) نابينايي  : كه خود به چند زير شاخه تقسيم مي‌شود : ـ نابينايي مطلق ـ نابينايي ـ نيمه‌بينا ـ ديربينا ب)  ناشنوايي : كه شامل اقسام زير است : ـ ناشنوايي مطلق ـ ناشنوا ـ نيمه‌شنوا ـ سخت شنوا 3ـ معلولين ذهني : كه شامل الف) معلولين ذهني : كه خود به چند زير شاخه تقسيم مي‌شود : ـ آموزش پذير ـ تربيت‌پذير ـ پناهگاهي (ايزوله) ب) معلولين رواني : كه شامل اقسام زير است : ـ ناسازگاري (اختلالات هيجاني و رواني) ـ مبتلايان به بيماري‌هاي رواني مزمن 4ـ معلولين اجتماعي : كه شامل الف) كودكان آسيب‌ديده  : كه خود به چند زير شاخه تقسيم مي‌شود : ـ كودكان بي‌سرپرست ـ كودكان خياباني ـ كودكان فراري ـ كودكان بزهكار  ب) محكومين دراز مدت زندان‌ها  : كه شامل اقسام زير است : ـ معتادين ـ متكديان ـ روسپيان (زنان ويژه) 5ـ معلوليت مربوط به ارگان‌هاي داخلي  : كه خود به چند زير شاخه تقسيم مي‌شود : ـ قلبي - عروقي ـ كليوي ـ تنفسي ـ صرع ـ ديابت ـ هموفيلي و تالاسمي فلج مغزي يا بيماري ليتل (C.P) فلج مغزي شامل كليه فلج‌هايي است كه در اثر آسيب‌هاي مغزي بوجود مي‌آيد. فلج مغزي ناشي از تكامل غير طبيعي مغز و يا صدمات مغزي است. اين نارسايي به صورت اختلال حركتي ظاهر مي‌شود .. اين عارضه اغلب به علت آسيب مراكز كنترل حركتي مغز يا مرگ سلول عصبي ايجاد گرديده و ارسال پيام از مغز به بافت‌هاي بدن را متأثر مي‌كند. چنانچه سلول‌هاي بدن به دليل ضعف گردش خون قادر به دريافت اكسيژن كافي نباشد. مرگ سلولي باعث بروز اين بيماري مي‌گردد. دكتر هاگبرگ علل بروز اين عارضه را قبل از تولد 30 درصد، حين تولد 60 درصد و عوامل بعد از تولد را 10 درصد عنوان كرده است. هر چه اين بيماري در سنين پايين‌تر رخ دهد، شدت عارضه بيشتر مي‌گردد. به طور كلي علل اين بيماري را به سه دسته تقسيم مي‌كنند : علل قبل از تولد . شامل ناهنجاري‌هاي مادرزادي مغز و اختلالات ناشي از ناسازگاري‌هاي RH و يا بيماري‌هاي عفوني مادر در هفته‌هاي اول بارداري، فشار خون بالاي مادر و يا بيماري ديابت كه تحت كنترل نباشد. علل حين تولد . نرسيدن اكسيژن به مغز در اثر اختلال تنفس در بدو تولد از عوامل بروز فلج مغزي است. از عوامل ديگر طولاني شدن زايمان و يا صدمة مغزي در كودكان نارس و همچنين ضربه‌هايي كه در حين زايمان باعث خونريزي در مغز نوزاد مي‌شود از مهم‌ترين عوامل فلج مغزي در حين تولد هستند. علل بعد از تولد . عواملي مثل ضربه‌هاي مغزي، تومورهاي مغزي، عفونت‌هاي مغزي مثل مننژيت، يرقان دوران نوزادي از عوامل اصلي بيماري فلج مغزي پس از تولد هستند. طبقه‌بندي انواع فلج مغزي براي طبقه ‌بندي فلج مغزي دو روش وجود دارد :

الف) طبقه‌بندي براساس اعضايي از بدن كه مبتلا شده‌اند 1ـ فلج يك اندام كه مونوپلژي ناميده مي‌شوند. 2ـ اگر فلج فقط در پاها اتفاق بيافتد، پاراپلژي ناميده مي‌شود. 3ـ دي پلژي : كه معمولاً پاها درگير هستند ولي مختصراً بر بازوها نيز اثر مي‌گذارند. 4ـ همي پلژي : كه اندام‌هاي يك طرف بدن مبتلا شده‌اند، شامل فلج دست و پا در يك طرف بدن كه حدود 40 درصد بيماران فلج مغزي را تشكيل مي‌دهند. 5ـ تري پلژي : در اين فلج سه نوع اندام درگيرند كه معمولاً پاها و يك دست جز اين نوع معلوليت‌اند. 6ـ كوادري پلژي : در اين نوع فلج تمامي چهار اندام درگير است و معمولاً اندام‌هاي فوقاني بيشتر از اندام‌هاي تحتاني مشكلات حركتي دارند و حدود 20 درصد از بيماران فلج مغزي را تشكيل مي‌دهند. عناويني كه براي انواع فلج مغزي استفاده مي‌شود تا اعضاء مبتلا شده بدن را توصيف نمايد. عنوان   بخش مبتلا شدن بدن   منوپلژي   يك عضو (نادر)   پاراپلژي   فقط پاها   دي پلژي   تنه، تمام اعضا، پاها بيشتر از دست‌ها   تري‌پلژي   سه عضو (نادر)   كوادري پلژي   تمام اعضاء سر و تنه   همي‌پلژي   يك طرف بدن (مثال، دست و پاي سمت راست)     ب) طبقه‌بندي انواع فلج مغزي براساس نوع ناتواني حركتي بسته به محل آسيب در دستگاه اعصاب مركزي پنج نوع فلج مغزي عبارتند از:

 1ـ اسپاستيك(حالت سفتي يا اسپاسمي) 2ـ آتتوز (پيدايش حركت‌هاي غيرارادي) 3ـ آتاكسي (ناهماهنگي و بي‌نظمي در حركت عضله‌ها) 4ـ سختي 5ـ رعشه 1ـ اسپاستيك اين حالت شايع‌ترين نوع فلج مغزي است و بين 50 تا 60 درصد بيماران فلج مغزي را تشكيل مي‌دهد. در اين بيماري بر اثر ضايعه‌اي كه در قشر حركتي مغز بوجود مي‌آيد، نرون‌هاي حركتي كه از قشر مخ به سمت پايين حركت مي‌كنند آسيب مي‌بينند و حركات ارادي را دچار اختلال مي‌كنند. در اين افراد كنترل حركت‌هاي اندام‌هاي مبتلا با محدوديت‌هايي روبرو است. حركت‌هاي ارادي معمولاً محدود، همراه با پرش و نامطمئن است. حالت اسپاسم در گروه عضلات خم‌كننده بيشتر از عضلات بازكننده است.

2ـ آتتوز بيمار قادر نيست انگشتان دست و پا، زبان و يا هر يك از گروه عضلات ديگر بدن خود را در وضعيتي ثابت نگه دارد. حركات فرد به صورت نامنظم و غير ارادي است و غالباً به شكل خم شدن بيش از حد انگشتان و باز شدن بيش از حد انگشتانو همچنين چرخش ساعد به داخل چرخش ساعد به خارج و خم و راست شدن آرنج ديده مي‌شود. علت بروز آتتوز، ضايعه‌اي است كه در پايين‌ترين ناحيه غده‌هاي عصبي كه گلبوس پاليدوس ناميده مي‌شود رخ مي‌دهد. اين ناحيه از توده‌هاي بي‌شمار نرون، كه در عمق مركز مخ قرار گرفته‌اند تشكيل مي‌شود كه اين بخش مغز حركت‌هاي ارادي بدن را كنترل مي‌كند.آتتوز از نظر شيوع، دومين نوع فلج مغزي است كه در حدود 30 درصد تمامي مبتلايان به فلج مغزي را تشكيل مي‌دهد.

3ـ آتاكسي اين نوع فلج بر اثر ضايعه و آسيب به مخچه ايجاد مي‌شود. هماهنگ كردن كار عضلات از طريق اطلاعاتي است كه از مخچه‌ها صادر مي‌شود. از نشانه‌هاي اصلي آتاكسي عبارت است از كاهش حس تعادل كه نتيجة آن سقوط‌هاي پي‌درپي است كاهش حس حركت نيز كه باعث حركات ناهماهنگ مي‌شود از جمله نشانه‌هاي ديگر اين فلج است. آتاكسي حدود 10 درصد بيماران فلج مغزي را تشكيل مي‌دهد و از نظر شيوع جزء سومين نوع فلج مغزي است.

4- سختي  شديد‌ترين نوع فلج مغزي است و حدود 2 تا 5 درصد از بيماران فلج مغزي را شامل مي‌شود. اين بيماري با سفت‌شدن شديد عضلات انقباضي و انبساطي مشخص مي‌شود و حركات را بسيار مشكل مي‌كند. در اين حالت اندام‌ها كوچك شده و در طرز قرارگيري بدن مشكلاتي ايجاد مي‌شود.اين معلوليت در اثر آسيب به بعضي از قسمت‌هاي مغز مثل غشاي حركتي و ناحيه پايين ‌تر غده‌هاي عصبي بوجود مي‌آيد .

 5ـ رعشه اين نوع معلوليت در مقايسه با انواع ديگر فلج مغزي كمتر ديده مي‌شود. حركت‌هاي كنترل نشده و غير ارادي از ويژگي‌هاي اين نوع معلوليت است اين حالت ممكن است در اثر آسيب به مخچه يا پايين‌ترين ناحيه غده عصبي هسته‌هاي خاكستري بوجود آيد.رعشه در اندام‌هاي تحتاني تعادل بيمار را مختل مي‌كند و در اندام‌هاي فوقاني رشد مهارت‌هاي دستي را با اشكال مواجه مي‌كند. ورزش ويژه افراد فلج مغزي هدف عمده از فعاليت‌هاي ورزشي ويژه افراد فلج مغزي افزايش تجربيات اجرايي مهارت‌هاي جسماني و حركتي اين افراد است. . شنا در محيط با دماي مناسب و گرم بهترين و مناسب‌ترين ورزش براي اين گروه از معلولين است. در ورزش معلولين C.P توجه به نكات زير توصيه مي‌شود:

ـ هدف سهل‌الوصول ـ تنوع در تمرينات ـ شدت كم در ورزش ـ ايجاد هيجان كم انواع رشته‌هاي ورزشي كه معلولين فلج مغزي مي‌توانند در آنها شركت كنند.

1ـ بولينگ، 2ـ بسكتبال، 3ـ تنيس روي ميز، 4ـ تير وكمان، 5ـ تيراندازي، 6ـ سواركاري،  7ـ شنا، 8ـ راه‌پيمايي، 9ـ فوتبال، 10ـ دو و ميداني، 11ـ واليبال تأثيرات ورزش بر معلولين فلج مغزي  عمده‌ترين تأثير ورزش بر افراد معلول فلج مغزي، توسعه قابليت‌هاي جسماني و افزايش تجربيات حركتي اين افراد است.

عوامل خطرساز متعددي نظير افزايش فشار خون، ناهنجاري‌هاي قلبي،بيماري قند، افزايش چربي‌هاي خون، چاقي، استعمال دخانيات و .... در بروز آن دخالت دارند. اهداف توانبخشي در اين بيماران عبارت است از :

1ـ مراقبت پرستاري 2ـ رسيدن به حداكثر حركت 3ـ كمك جهت حداكثر استقلال 4ـ گفتار درماني در صورت وجود اختلال گفتاري معلولیت قطع عضو(Amputation ) n آمپوتاسیون درلغت به معنی بریدن چیزی است ودراصطلاح به قطع عضو اطلاق می گردد.

قطع عضو عبارت است ازقطع شدن عضویا بخشی ازآن که به دلایل متعدداتفاق می افتد.

دراصطلاح ورزشی ، معلول قطع عضوبه فردی اطلاق می شودکه حداقل یکی ازمفاصل اصلی بدن (مچ دست ،آرنج، مچ پا ، زانو) راازدست داده وعملاهیچ حرکتی درآن مفصل باقی نمانده باشد. علل قطع عضو n      مادرزادی مثل ناقص الخلقه n      اکتسابی شامل: ـ جنگ     ـ تغییرشکل      ـ بیماری      ـ سوختگی        ـ ضربه         ـ سرطان         - سرمازدگی        ـ عفونت اصطلاحات رایج درمعلولیت قطع عضو n       استامپ (Stump): به قسمت باقیمانده اندام قطع شده  می گویند. n       سوکت(Socket): محفظه ای که استامپ درداخل آن قرار می گیرد وموجبات راحتی استامپ و کنترل عملکردآن رافراهم می آورد. n       پروتز(Prothesis): به اندام مصنوعی گفته می شودکه جایگزین اندام اصلی قطع شده می گردد،ماننددست وپای مصنوعی. n       دیس آرتیکولاسیون(Disarticulation): به قطع از ناحیه سطح مفصلی گفته می شود. سطوح مختلف قطع درافرادمعلول قطع عضو n       قطع ازبالای آرنج    (Above Elbow)    یا    AE n       قطع اززیرآرنج       (Below Elbow)    یا    BE n       قطع ازبالای زانو       (Above knee)    یا    AK n       قطع اززیر زانو         (Below knee)    یا    BK کلاسبندی درافرادمعلول قطع عضو قطع دوپا اززانوبه بالا            :A1 قطع یک پا اززانوبه بالا           :2A قطع دو پا زیرزانو                  :3A قطع یک پا زیرزانو                  :4A قطع دو دست ازآرنج به بالا         :5A قطع یک دست ازآرنج به بالا        :6A قطع دو دست زیرآرنج              :7A قطع یک دست زیرآرنج             :8A قطع عضوترکیبی                    :9A رشته های ورزشی افرادمعلول قطع عضو تيرو كمان ، دووميداني ، وزنه برداري ، تيراندازي ، شنا ،اسكي ، قايقراني ، بسكتبال باویلچر، بدمينتون ، دوچرخه سواري، کوهنوردی ، والیبال ایستاده ، سوارکاری ، شمشیربازی و... آثارمثبت ورزش درافرادمعلول قطع عضو n       بهبود قدرت عضلانی n       جلوگیری ازتغییرشکل مفصل n       جلوگیری ازکوتاهی عضله n       بهبوداستقامت عمومی وعضلانی n       جلوگیری ازآتروفی عضلات استامپ n       افزایش هماهنگی عصبی ـ عضلانی n       بهبودمهارت های کاری n       اجتماعی شدنس n       افزایش اعتمادبه نفس وخودباوری n       افزایش سطح تحمل درمقابل مشکلات n     ضایعات نخاعی(Spinal Cord Injuries ) n       ضایعه نخاعی، نوعی ضایعه است که دراثرصدمه شدیدبه نخاع بوجود می آید. ضربه مستقیم یاغیرمستقیم، تورم ویایک غده که روی نخاع اثربگذارد، می تواندباعث قطع جریان کامل یا قسمتی ازنخاع شود. دراثراین آسیب، عضلات فلج شده، درد، حرارت وحس رادرک نمی کند واعمال غیرارادی ارگانه ازقبیل مثانه ، روده، تنش عضلات و... نیزمختل می شود. ستون فقرات(Vertebral Column) n       ستون فقرات ازسی وسه مهره تشکیل گردیده  ودرپشت تنه قراردارد. این مهره هاشامل: هفت مهره گردنی                 Cervical Vertebral دوازده مهره سینه ای یاپشتی  Thoracic Vertebral پنج مهره کمری                   Lumbar Vertebral پنج مهره خاجی                   Sacrum Vertebral چهار مهره دنبالچه ای            Coccyx Vertebral نخاع (Spinal Cord ) n       بخشی ازدستگاه عصبی مرکزی است که به صورت یک طناب از بصل النخاع تامخروط نخاعی درداخل ستون فقرات کشیده شده است . n       طول متوسط نخاع  درزنان 43 سانتی متر  ودرمردان 45 سانتی متر است.  ازنخاع 31 جفت عصب خارج می شود که شامل:       ـ هشت زوج درناحیه  گردنی       ـ دوازده زوج درناحیه سینه ای یاپشتی       ـ پنج زوج درناحیه کمری                              ـ پنج زوج درناحیه خاجی       ـ یک زوج درناحیه دنبالچه ای اصطلاحات رایج درمعلولیت ضایعه نخاعی n       پلژی (Plegia): فلج کامل دراندام راگویند. n       پارزی (Paresis): فلج ناقص(نسبی) دراندام راگویند. n       پاراپلژی(Paraplegia): فلج کامل دوپا به همراه یا بدون فلج قسمتی ازتنه n       پاراپارزی(Para paresis): فلج ناقص پاها n       کوادری پلژی(Quadriplegia): فلج کامل چهاردست وپا n       کوادری پارزی(Quadriparesis): فلج ناقص چهاردست وپا علل ضایعه نخاعی n       بیماری            الف) فشارازجانب توموریاغده یا دیسک مهره ای            ب) مادرزادی که بنابردلایلی کانال ستون فقرات دچامشکل باشد.            ج) بیماری عصبی مانندعفونت یا تورم n      حادثه شامل:  ـ جنگ(تیرـ ترکش)                ـ افتادن ازبلندی                    ـ ضربه                ـ برخورداجسام به پش طبقه بندی ضایعات نخاعی براساس سطح ضای   مشکلات عمده افرادمعلول ضایعه نخاعی n       عمرکوتاه n       زخم بستر n       نداشتن حس درناحیه فلج n       فشاربرروی ارگان های داخلی n       مشکل دفع n       مشکل فشارخون n       مشکل تحرک آثارمثبت ورزش درافرادمعلول ضایعه نخاعی n       بهبود قدرت عضلات سالم n       تسهیل درعمل دفع n       کاهش پوکی استخوان n       حفظ دامنه حرکتی مفاصل n       بهبود انعطاف پذیری n       تاثیردررونداجتماعی شدن n       جلوگیری ازتشکیل سنگ های مثانه وکلیه n       توسعه وپیشرفت درروندتوانبخشی n       بهبوداستقامت قلبی ـ تنفسی n       حفظ دامنه حرکتی قفسه سینه به منظورتنفس بهتر n       پیشگیری ازبروزتغییرشکل مفاصل n       تثبیت فشارخون n       کاهش میزان سختی عضلات n       پرکردن اوقات فراغت n       تقویت روحیه n       کاهش آثارمنفی روانی n       سازگاری بیشتربامشکلات n       کاهش عوارض ثانویه مربوط به معلولیت n       جلوگیری اززخم بستر معلولين حسي معلوليت‌هاي حسي نشان‌دهندة وضعيتي است كه كارايي چندين حس در هنگام واكنش در مقابل محرك‌ها كاهش مي‌يابد.اما مشكلات آموزشي ناشي از فقدان حس بينايي و شنوايي، با ساير اشكالات بوجود آمده در اثر نارسايي چشايي، بويايي و لامسه قابل مقايسه نيست. معلوليت نابينايي (Blindness) •          از هر چهار يا پنج كودك، يك نفر از نظر ديد با آنچه كه ميزان پذيرفته شده بينايي خوب است، تفاوت‌هاي آشكار دارد. اين تفاوت در اكثريت وسيعي از كودكان بقدري جزئي است كه نقش تعيين‌كننده‌اي در زندگي كودك ندارد و با مصرف دارو و با استفاده از عدسي‌هاي تعيين شده قابل معالجه است.  اما از هر 1500 نفر، يك كودك دچار اختلالات شديد بينايي است و نمي‌تواند حروف معمولي كتاب‌ها را بخواند.يكي ازمهم‌ترين عوامل مؤثر در اختلالات بينايي در كودك، عفونت‌هاي مادر در اثر ابتلا به سرخچه (سرخك آلماني يا سرخك سه روزه) طي سه ماه اول بارداري است. معلوليت بينايي •          افرادنابينا احتمالاً علاوه بر ناتوانائي‌‌هاي جسمي دچار مسائل شخصيتي نيز هستند.  بر اثر ترس از فعاليت، افراد نابينا مايلند در جستجوي كارهاي بي‌تحرك و دور از نظر باشند. تماس‌هاي اجتماعي آنان محدود شود و به نوبة خود در آنها احساس حقارت به وجود آيد. افراد نابينا مايلند به منظور جبران نابينايي، ساير حس‌هاي خود را نسبت به افراد عادي بهتر بپرورانند.  مهم‌ترين حس براي انسان حس بينايي است. مقدار اطلاعاتي كه از طريق اين حس به مغز وارد مي‌شود از ساير حواس به مراتب بيشتر است. تقريباً 38 درصد  از تمامي رشته‌هاي عصبي كه به مغز وارد و يا از آن خارج مي‌شوند در اعصاب بينايي قرار دارند كه در مجموع 5/2 ميليون آكسون را دربرمي‌گيرد . طبقه‌بندي افرادمعلول نابينا 1ـ درجه صدمه‌ ديدگي : با توجه به اين فاكتور افرادمعلول نابينا به سه گروه زير تقسيم مي‌شوند. الف) معلولين بينايي در حد كم ب) معلولين بينايي در حد زياد ج) نابينايان 2ـ زمان بروز: الف) نابيناياني كه از بدو تولد نابينا به دنيا آمده‌اند. ب) نابينايان اكتسابي نابينايان اكتسابي خود شامل : ـ نابينايان خيلي زود كه قبل از چهارمين سال زندگي نابينا شده‌اند. ـ افرادي كه در سنين كودكي و نوجواني نابينا شده‌اند تا هيجدهمين سال زندگي ـ افرادي كه در سنين بلوغ نابينا شده‌اند تا 45 سال زندگي ـ افرادي كه در پيري نابينا شده‌اند از 45 سال به بعد 3ـ ميزان نقص در بينايي : با توجه به اين فاكتور معلولين بينايي در چهار طبقه جاي مي‌گيرند : الف) نابيناي مطلق : به افرادي گفته مي‌شود كه هيچ‌گونه ديدي ندارند و نور براي آنان قابل رؤيت نيست. ب) نابينا : به افرادي گفته مي‌شود كه تشخيص نور و حركت از فاصله يك متري براي ايشان مقدور نيست. ج) نيمه‌ بينا :  اين افراد با استفاده از خطوط درشت و نظاير آن به مطالعه و آموزش مي‌پردازند. د) دير بينا : به افرادي اطلاق مي‌شود كه با توجه به نقصي كه در بينايي‌شان وجود دارد از باقيمانده بينايي با استفاده از وسايل كمكي مي‌تواند بهره‌برداري نسبي نمايند. 4ـ محل صدمه‌ ديدگي : صدمه ديدگي ممكن است در عصب بينايي،راه‌هاي بينايي، حدقه چشم، عضلات چشم و مركز بينايي ايجاد شود. آزمون بينايي •          در آزمون بينايي بايد هر دو ديد نزديك و دور را ارزيابي كرد. براي آزمون ديد دور، از نمودارهاي بينايي استفاده مي‌شود كه در آن حروف الفبا با اشكال هندسي به اندازه‌هاي مختلف رسم شده‌اند اين حروف به اندازه‌هايي هستند كه شخص با ديد طبيعي قادر خواهد بود آنها را در فاصله 3 تا 6 متري به راحتي ببيند. •          بيمار در فاصله 6 متري قرار مي‌گيرد و اگر بتواند حروفي كه شخص طبيعي در اين فاصله به خوبي مي‌خواند، تشخيص دهد، در اين حالت ديد او  است و چنانچه بيمار فقط در فاصله 6 متري قادر باشد حروفي را بخواند تا شخص طبيعي در فاصله 12 متري مي‌خواند، ديد اواست. طبقات 1و2 ضعف بينايي و طبقات 3و4و5 نابينائي ناميده مي‌شود. روش‌هاي آموزش افرادنابينا 1ـ روش بريل (ماشين‌تحرير بريل، لوح و قلم كامپيوتر لمسي) 2ـ استفاده از باقي‌مانده بينايي 3ـ آموزش گوش دادن 4ـ آموزش تحرك و جهت‌يابي براي فعاليت و انجام زندگي مستقل ورزش افرادنابينا 1ـ تأمين اعتماد به نفس در زندگي روزمره 2ـ درك خود از تمام جهات 3ـ درك جايگاه قرارگيري در جامعه به نحو مطلوب و اثرگذار 4ـ افزايش توان  درك محيط و برقراري ارتباط با آن 5ـ درك جهات مختلف وسهولت حركت در محيط 6ـ درك اندام‌ها و قابليت حركت آنها در فضا 7ـ پيشگيري از ناهنجاريهاي قامتي و جسماني حاصل از قرارگيري بدن 8ـ كمك به توسعه قابليت‌هاي جسماني در فعاليت‌هاي روزمره و طولاني براي حصول نتيجه بهتر و پايدارتر انجمن بين المللـــــي  ورزش هاي نابينايان IBSA           ( International Blind  Sport Association ) تاسيس 1981 خاص ورزشكاران نابينا رشته‌هاي ورزشي افراد نابينا 1ـ ژيمناستيك                2ـ بولينگ                   3ـ ، دوچرخه سواري دونفره           4ـ جودو 5ـ گلبال                      6ـ دو و ميداني               7ـ كشتي                                 8ـ شنا 9ـ وزنه‌برداري             10،شطرنج                   11 تيراندازي                            12 اسكي معلوليت شنوايي (DEAFNESS) •          ناشنوابه فردی اطلاق می شودکه مقدارشنوایی باقیمانده اوبرای فراگیری  زبان ازطریق شنوایی، استمرارتکلم طبیعی وفراگیری مطالب ازراه گوش کافی نباشد.لذابرای یادگیری ،به روش های خاص وبرنامه ریزی ویژه ای نیازمندمی باشد. از آن‌جا كه نقص شنوايي بر تكلم شخص اثر مي‌گذارد يكي ازمعلوليت‌هاي مهم به شمار مي‌آيد.  معلوليت شنوايي از يك اختلال مختصر شنوايي تا نارسايي كامل درك صدا متفاوت است. آمارها نشان مي‌دهد كه از هر 1000 نفر 35 نفر معلوليت شنوايي دارند . •          مولتيپل اسكلروز (M.S) بيماري تصلب چندگانه عصبي يا مولتيپل اسكلروز كه اصطلاحاً از آن تحت عنوان M.S نامبرده مي‌شود. نوعي بيماري مزمن سيستم عصبي مركزي با پيشرفت تدريجي است. مغز، نخاع و نواحي مختلفي كه با اين دو قسمت در تماس هستند، گرفتار اين بيماري مي‌شوند. •          مولتيپل اسكلروز (M.S) اين بيماري يكي از علل مهم ناتواني در سنين جواني و ميانسالي بوده و عمدتاً در سنين 30-20 سالگي شايع است.علت اين بيماري ناشناخته است، اما مكانيسم‌هاي خودايمني، عفونت‌هاي ويروسي و ژنتيك را دخيل مي‌دانند. . بيماري M.S نوعي بيماري‌هاي عصبي است كه سيستم ميلين از بين مي‌رود. هر دو جنس به M.S مبتلا مي‌شوند ولي نسبت ابتلاي زنان كمي بيشتر از مردان است.  شيوع M.S در مناطق سردسير جهان بيشتر است . •          علائم بيماري M.S علائم اوليه بروز اين بيماري،عمدتاً با درد چشم و تارشدن ديد شروع مي‌شود. 1ـ اگر اين بيماري در مغز اثر كند، بيمار دچاراختلال حركتي و جسمي مي‌شود. 2ـ اگر درمخچه تأثير بگذارد، شخص در صحبت كردن و تعادل دچار لرزش خواهد شد. 3ـ اگرساقه مغز دچاراختلال شود، بيماردربلع، استشمام و زبان دچار مشكل مي‌شود. 4ـ اگر بيماري روي نخاع اثر كند، بيمار دچار اختلال حسي و عدم كنترل ادرار و مدفوع مي‌شود. به طور كلي مي‌توان گفت علائم بيماري M.S شامل ضعف عضلات، انقباض عضلات، اختلال گويايي و تعادلي مي‌باشد. درمان بيماري M.S 1ـ دارو درماني 2ـ استراحت كامل در مراحل حاد بيماري و شروع به فعاليت‌هاي بدني بعد از دو هفته 3ـ استفاده از رژيم ‌هاي غذايي خاص با تجويز پزشك نقش ورزش براي معلولين M.S 1ـ تقويت روحيه فرد 2ـ كمك به انجام فعاليت‌هاي روزمره 3ـ پيشگيري از بوجود آمدن زخم بستر 4ـ جلوگيري از تغيير شكل مفاصل 5ـ كاهش حالت سفتي و اسپاسم عضلاني 6ـ حضور مثبت فرد در جامعه فلج اطفال Ø      فلج اطفال نوعي بيماري ويروسي است كه بر اثر حملة ويروس پوليوميليت به بافت عصبي مغز تيره (اعصاب نخاعي) يا اعصاب مغزي و يا هر دو به وجود مي‌آيد.  عامل مولد اين فلج از ويروس‌هاي گوارشي است و سه نوع از آن وجود دارد. ويروس از راه دستگاه گوارش وارد بدن مي‌شود و به وسيله گردش خون به بافت‌هاي شاخ قدامي نخاع مي‌رسد و با ابتلاي آن باعث فلج بيمار مي‌شود. 1ـ نوع ناقص : كه بدون تظاهر هيچ‌گونه علامتي شخص را مبتلا مي‌كند. 2ـ نوع غير فلجي :كه بيمار فقط علائم عمومي بيماري را دارد و علائم فلجي در او تظاهر نمي‌كند. 3ـ نوع فلجي : كه باعث پيدايش علايم عمومي و فلجي تواماً مي‌شود. اين بيماري داراي 5مرحله است كه عبارتند از : 1ـ مرحله كمون . فاصله بين ورود عامل عفوني تا شروع علائم آن، كه حدود دو هفته طول مي‌كشد، مرحله كمون است. در اين مدت بيماري علائمي ندارد. 2ـ مرحله شروع . حدود 2 روز است. علائم آن مثل آنفولانزا بوده كه شامل سر درد، درد پشت و اندام‌ها و بي‌قراري است. در مواردي بيماري در همين مرحله متوقف شده و بهبودي كامل حاصل مي‌شود. 3ـ مرحله فلجي . اين مرحله حدود 2 ماه طول مي‌كشد فلج به سرعت ايجاد شده، بيشترين ميزان آن در عرض چند ساعت ظاهر مي‌گردد و پس از آن در طي اين مرحله بدون تغيير چنداني باقي مي‌ماند. ميزان و محدودة فلج متفاوت است. 4ـ مرحله بهبودي . اين مرحله 2 سال طول مي‌كشد. ميزان بهبودي در اين مرحله متفاوت است كه مي‌تواند همراه با بهبودي كامل و يا فقدان بهبودي باشد. قسمت اعظم بهبودي در 6 ماه اول اتفاق مي‌افتد و تقريباَ     مبتلايان به فلج اطفال بهبودي كامل مي‌يابند. 5ـ مرحله فلج‌هاي باقيمانده  . فلج يا ضعفي كه بعد از 2 سال باقي مي‌ماند، مي‌تواند دايمي باشد. ضعف يا فلج همراه با لاغري عضلات درگير بوده كه اين مي‌تواند همراه با رشد مختل شدة استخوان‌ها و كوتاهي اندام باشد. تغيير شكل اندام‌ها كه در بيماران مبتلا به پوليوميليت به وجود مي‌آيد در نتيجه عوامل زير است : Ø      ـ عدم تعادل قدرت عضلاني Ø      ـ كوتاه شدن عضلات Ø      ـ كوتاه شدن غلاف‌هاي عضلاني مخصوصاً خاصره‌اي ـ درشت نئي و كپسول مفصلي Ø      ـ كاهش رشد عضو مبتلا در مقايسه با طرف مقابل تغيير شكل‌هاي شايع در پوليوميليت الف) اندام‌هاي پاييني Ø      ـ جمع‌شدن[1] و دور شدن[1] مفصل ران Ø      ـ جمع شدن و والگوس[1] زانو كه با چرخش استخوان درشت ني به خارج همراه است. Ø      ـ گردش پاشنه پا به خارج[1] و افزايش قوس كف پا[1] Ø      ـ كوتاهي اندام Ø      به علت فلج عضلات پا، پاي مبتلا نسبت به پاي سالم رشد كمتري دارد و ممكن است به مرور زمان ميزان كوتاهي افزايش يابد. چنانچه كوتاهي پا كمتر از 7سانتي‌متر باشد فرد داراي شرايط لازم براي شركت در بسياري از رشته‌هاي ورزشي معلولين مي‌باشد. ب) ستون مهره‌اي و لگن Ø      انحراف طرفي ستون مهره‌اي يا اسكوليوز كه به دو صورت ديده مي‌شود. 1ـ اسكوليوز برگشت‌پذير 2ـ اسكوليوز برگشت‌ناپذير Ø      در اسكوليوز برگشت‌پذير با استفاده از درمان‌هاي غير جراحي قابل اصلاح است ولي در اسكوليوز برگشت‌ناپذير فقط با عمل جراحي قابل درمان است و معمولاً با نقص عضو همراه است. انحراف مايل لگن : تغيير شكل در لگن اغلب به علت كوتاهي يك پا اتفاق مي‌افتد. فرد مبتلا به علت كوتاهي پا هنگام راه رفتن مي‌لنگد، اين امر باعث پايين افتادن لگن در آن سمت مي‌شود. علاوه بر اين كوتاهي عضلات در يك پا نيز مي‌تواند باعث افت لگن خاصره شود. Ø      ج) اندام بالايي Ø      تغيير شكل اندام بالايي در نتيجه پوليوميليت در مقايسه با اندام پاييني فوق‌العاده ناچيز است. Ø      ولي 2 تغيير مهم در اندام‌هاي بالايي شامل : Ø      1ـ تغيير شكل شانه به صورت شانه نزديك شده به بدن Ø      كه در اثر فلج عضلات دور كنندة شانه اتفاق مي‌افتد. Ø      2ـ تغيير شكل آرنج خم Ø      كه علت آن كوتاهي عضلات خم‌كنندة آرنج است. درمان بيماري فلج اطفال بديهي است تزريق به موقع واكسن فلج اطفال راه مطمئني براي پيشگيري از اين بيماري است. اهداف توانبخشي در بيماران مبتلا به فلج اطفال : Ø      1ـ تقويت عضلات باقي‌مانده و ضعيف Ø      2ـ آموزش فعاليت‌هاي مهم Ø      3ـ جلوگيري از تغيير شكل اندام‌ها Ø      4ـ تجويز وسايل كمكي نظير بريس، كفش طبي تأثير ورزش بر افراد مبتلا به فلج اطفال Ø      1ـ تقويت عضلات سالم و ضعيف Ø      2ـ افزايش استقامت بدني و قلبي ـ عروقي Ø      3ـ جلوگيري از تغيير شكل‌هاي جسماني Ø      4ـ جلوگيري از  كوتاهي عضلاني Ø      5ـ پيشگيري از پوكي استخوان Ø      6ـ افزايش نشاط، شادابي و اعتماد به نفس در فرد Ø      7ـ تأثيرات مثبت در روند اجتماعي شدن Ø      فلج مغزي در اثر ضايعه‌اي به مغز، قبل از تولد، هنگام تولد و يا پس از تولد صورت مي‌گيرد. معلوليت‌هاي ذهني Ø      تعریف انجمن کم توان ذهنی آمریکا: کم توان ذهنی به شرایطی اطلاق می شودکه درآن عملکردکلی ذهن به طورمشخصی پایین ترازحدمتوسطاست ودرعین حال دررفتارهای انطباقی کودک دردوره رشدتاخیرونارسایی دیده می شود. منظور از كم‌توان ذهني محدوديت‌هايي است كه در عملكرد فرد بروز مي‌كند كه از ويژگي‌هاي آن، كارايي ذهني پايين‌تر از حد متوسط بوده و با محدوديت‌هايي در زمينة مهارت‌هاي سازگاري با محيط، همراه است.  اصولاً معلوليت‌هاي ذهني قبل از سن 18 سالگي بروز مي‌كند و به طور كلي يك فرد كم‌توان ذهني داراي كارايي ذهني پايين‌تر از حد متوسط (ضريب هوشي 70 و پايين ‌تر از آن است) است. بهره هوشي و طبقه‌بندي آن Ø      ميزان هوش را با علامت I.Q كه مخفف Intelligence Quotient يا بهرة هوشي است نمايش مي‌دهند كه از خارج قسمت سن عقلي بر سن تقويمي ضربدر عدد صد به دست مي‌آيد.  سن زماني يا تقويمي همان سن واقعي است و سن عقلي يا هوشي از طريق آزمودن‌هاي سنجيده‌اي كه به فرد داده مي‌شود تعيين مي‌گردد. هر چه نتيجه آزمون‌ها بهتر باشد يعني فرد آن را با دقت بيشتر و درستي انجام دهد و هر چه قدر فرد قادر به انجام تست‌هاي ميزان شده براي افراد بزرگ‌تر از خود باشد بهره هوشي او بيشتر خواهد بود. معمولاً چنان‌چه نتيجه اين تقسيم 100 باشد (سن تقويمي برابر سن عقلي) فرد از بهره هوشي طبيعي برخوردار است و اگر از 100 بيشتر باشد فرد داراي بهره هوشي بيشتري است .جدول طبقه‌بندي هوش علل عقب‌مشاندگي ذهني قبل از تولد [ Prenatal]             در خلال تولد [ natal]                 دراوايل كودكي [ post natal] عوامل مهم قبل از تولد شامل: 1ـ ناهنجاري‌هاي كروموزومي 2ـ بيماري‌هاي عفوني مادر (مثل سيفليس) 3ـ استفاده از مواد و داروهاي غيرمجاز (اعتياد به الكل) 4ـ سوء تغذيه مادر در دوران بارداري 5ـ سن والدين 6ـ پرتونگاري 7- هیجانات مادری عوامل مهم در هنگام تولد: 1ـ صدمه مستقیم به سرومغز 2ـ خفگي يا قطع تنفس در حين تولد 3ـ نارس بودن 4- دير رس بودن نوزاد 5- افزایش بیلیروبین خون عوامل مهم در اوايل كودكي: •          اين عوامل شامل تومورهاي بعد از تولد و تعداد زيادي از بيماري‌هاي ارثي است كه علل آن مشخص و قطعي نيست. تقسيم‌بندي معلولين عقب‌مانده ذهني •          آزمون بهرة هوشي (IQ) •          آزمون استانفورد ـ بينه  [ Stanford Binet ]  و آزمون وكسلر[ wechsler ] است  معلولين ذهني را به گروه‌هاي زير تقسيم كرده است. تقسيم‌بندي كودكان کم توان ذهني از نظر آموزشي 1ـ آموزش پذير با بهرة هوشي 50-75 2ـ تربيت‌پذير با بهره هوشي 30-49 3ـ كاملاً وابسته (پناهگاهي) با بهره هوشي 29 و پايين‌تر كودكان آموزش‌پذير •          اين كودكان از نظر سرعت فراگيري مشكلاتي دارند و در مقايسه با همسالان خود يكسان عمل نمي‌كنند •          آنان عموماً قادرند تا رسيدن به سن 16 سالگي در خواندن و نوشتن و حساب در كلاس دوم و سوم پيشرفت كنندولي مهارت‌هاي ارتباطي اين افراد قطعاً محدود است. •          كودكان آموزش‌پذير مي‌توانند با ديگران معاشرت كنند و هم‌چنين مي‌توانند مهارت‌هاي لازم را براي حمايت‌ مالي از خود در ايام بزرگسالي فرا گيرند. •          كسب مهارت‌هاي حركتي با كندي بيشتري صورت مي‌گيرد. كودكان تربيت‌پذير •          كودكان کم توانی كه تا حدي براي برآوردن نيازهاي شخصي خود، سازگاري احتماعي گروهي و كسب درآمد استعداد دارند جزء كودكان تربيت‌پذير طبقه‌بندي مي‌شوند. •          اين كودكان را مي‌توان براي كمك به خود به اندازه كافي آموزش داد تا در مراقبت از خويش به طور كلي از ديگران بي‌نياز باشند. •          رشد فكري آنان يك چهارم تا يك دوم كودكان عادي است ،اما به طور كلي در يادگيري مهارت‌هاي تحصيلي پايه ، به جز يادگيري ساده واژه‌‌هاي معمولي و اعداد ، ناتوانند. كودكان وابسته •          كودكان کم توان ذهني حمايت‌پذير اكثراً ظاهر غيرعادي دارند و در بالاترين سن و موقعيت در حد كودك سه ساله رفتار مي‌كنند. •          در بسياري از آنان جمجمة نامناسب ديده مي‌شود. •           گروه كثيري از آنها قادر به جويدن و بلع غذا نيستند و از طريق مايعات تغذيه مي‌گردند. •          در ايستادن و راه‌رفتن نارسائي‌هايي دارند. •          از نظر عصبي، جنسي و دفع ادرار و مدفوع با مشكلاتي مواجه هستند. •          به علت كمي هوش و عدم تطابق از خود صداهاي ناهنجاري ايجاد مي‌كنند. •          فاقد عواطف، احساسات، ادراك، تخيل و تفكر هستند. •          حركات غيرارادي دارند. سندرم داون [ Down Syndrome ] •          اين ناهنجاري در رشد از وجود يك كروموزوم اضافي ناشي مي‌شود. (كودكان مبتلا به سندرم داون داراي 47 كروموزوم هستند.) مبتلايان به سندرم داون بزرگ‌ترين زير مجموعة كم‌توانان ذهني را تشكيل مي‌دهد. ويژگي‌هاي مشترك سندرم داون 1ـ دستها . مبتلايان به سندرم داون معمولاً دست‌هاي پهن و انگشتان كوتاه دارند. در بعضي از اين افرد انگشت كوچك و دست فقط يك بند دارد. اين انگشت ممكن است به سمت انگشتان ديگر خميدگي هم داشته باشد. اين عارضه توانايي افراد براي در دست گرفتن اشياء را تحت تأثير قرار مي‌دهد. 2ـ پاها . پاهاي اين افراد عموماً كوتاه و زمخت هستند و بين انگشتان اول و دوم پا فضاي زيادي وجود دارد. اين ويژگي سطح اتكاي فرد در هنگام ايستادن را تحت تأثير قرار مي‌دهد. ويژگي‌هاي مشترك سندرم داون 3ـ تن عضلاني . گردن و اعضاي كودكان كم‌سن و سال مبتلا به سندرم داون غلب نرم و شل هستند. اين پديده را (Hyper tonia) مي‌نامند، كه به معناي سستي عضلات يا اندام‌ها مي‌باشد. هيپوتونيا با قدرت عضلاني تفاوت‌هاي زيادي دارد. اين اصطلاح براي بيان سستي و آويختگي عضلات در حالت استراحت بكار برده مي‌شود. بنابراين، سستي عضلات كودكان مبتلا به سندرم داون به معناي ضعف عضلاني آنها نيست. اين كودكان مي‌توانند از قدرت بدني طبيعي برخوردار باشند. 4ـ اندازة بدن. كودكان مبتلا به سندرم داون در هنگام تولد معمولاً سبك‌تر از كودكان طبيعي هستند و قد آنها نيز كوتاه‌تر است. در دوران كودكي اين افراد از رشد يكنواخت برخوردار نيستند ولي ميزان رشد آنها كافي نيست ووقتي به بزرگسالي مي‌رسند اغلب آنها در مقايسه با ساير اعضاي خانواده، كوتاه‌تر هستند. متوسط قد اين افراد در مردان 145 تا 168 سانتي‌متر و در زنان 132 تا 155 سانتي‌متر مي‌باشد. كودكان مبتلا به سندرم داون داراي همة ويژگي‌هاي اين سندروم نيستند. تاكنون 125 ويژگي براي سندرم داون شناخته شده است. در بسياري از كودكان مبتلا به سندروم فقط 6 تا 7 عدد از اين ويژگي‌ها ديده مي‌شود. كم‌تواني ذهني تنها عارضه‌اي است كه به طور نسبي و در همة مبتلايان به سندرم داون ديده مي‌شود. اهداف برنامه‌هاي تربيت بدني و ورزش براي افراد کم توان ذهني 1ـ آموزش‌ها بايد ساده و همچنين نحوه ارائه آن به افراد ساده باشد. 2ـ براي يادگيري مهارت‌هاي حركتي، اولاً بايد تعداد مسائل كم باشد، ثانياً با مهارت‌هاي آموخته شده قبل مرتبط باشد. 3ـ حركات بايد به گونه‌اي شرح داده و به نمايش گذاشته شود كه فرد بتواند ماهيت حركت را در هنگام اجرا درك كند. 4ـ مسائل در مهارت‌هاي حركتي چندين نوبت تكرار ‌شوند و در اجراي حركات، تشويق سرلوحه كار قرار گيرد. 5ـ نمايش حركات براي كودكان آموزش‌پذير بسيار مفيد است چون آنها به خوبي مي‌توانند تقليد كنندكودكان عقب‌مانده ذهني پس از اندكي فعاليت خسته مي‌شوند لذا شايسته است زمان‌هايي را براي استراحت آنها درنظر گرفت. وجود نظم و انظباط در بين كودكان عقب‌مانده ذهني كاملاً ضروري است و اين نظم را نبايد با تهديد و يا تنبيه بدني ايجاد كرد. 6- براي ايجاد علاقه و بالا بردن آمادگي‌هاي بدني كودكان عقب‌مانده ذهني مي‌توان از فعاليت‌هاي حركتي پايه استفاده كرد. 7- با بهره‌ هوشي كمتر از 30 فعاليت‌‌هاي گروهي ورزشي توصيه نمي‌شود و شايسته است كه براي هر فرد از اين افرد كه كاملاً وابسته ونيازمند مراقبت ويژه هستند يك نفر مربي كارآزموده، طراحي برنامه كند. 8- محور اصلي فعاليت‌هاي حركتي ويژه اين افراد بيشتر بر روي درك حس‌هاي پنج‌گانه و تجربه آنها و حس‌هاي مختلف مربوط به تحريك اين حواس و مهارت‌هاي پايه‌اي و بسيار ساده خواهد بود. انجمن بين المللي ورزشها  و تفريحات معلولين ذهني   INAS – FID International Sports Federation For Persons With Intellectual Disability تاسيس 1986خاص ورزشكاران ذهني     رشته‌هاي ورزشي افراد کم توان ذهني 1ـ بسكتبال              2ـ دو وميداني                3ـ تنيس روي ميز            4ـ هندبال               5ـ صحرانوردي            6ـ اسكي                7ـ دوچرخه‌سواري             8ـ فوتبال                     9ـ قايقراني              10ـ تنيس           11ـ واليبال            12ـ بدمينتون                  13ـ شنا                        14ـ بولينگ               15ـ اسب دواني انواع وسايل كمكي و اندام‌هاي مصنوعي  مورداستفاده افرادمعلول ارتزها (Orthosis) n       ارتزها به كليه وسايل كمكي اطلاق مي‌گردد كه جهت جلوگيري و تصحيح بدشكلي‌ها يا نگهداري و تثبيت قسمت‌هاي مختلف بدن به موازات آن‌ها بكار مي‌روند. موارد تجويز ارتز: 1ـ كم‌كردن يا از بين بردن درد توسط محدود كردن حركت يا تحمل وزن 2ـ بي‌حركت كردن و حمايت از مفصل يا بافت نرم اطراف مفصل كه ضعيف يا دردناك است. 3ـ كم كردن فشار عمودي 4ـ جلوگيري و يا تصحيح دفورميتي 5ـ بهبود عملكرد n       ارتزها را به دو گروه استاتيك و ديناميك تقسيم مي‌كنند. در ارتز استاتيك امكان حركت مفصل وجود ندارد ولي در ارتز ديناميك باكمك فنر، كش و امثالهم به عضلات مفصل معيوب در جهت حركت كمك مي‌شود يا به حركت مقاومت داده مي‌شود تا عضلات مؤثر در حركت تقويت شوند. در صورت امكان استفاده از ارتز ديناميك به علت ايجاد حركت و تقويت عضلات بهتر از ارتز استاتيك است ولي در بسياري موارد كه عضو فلج است ما مجبور به تجويز ارتز استاتيك هستيم. تقسيم‌بندي ارتزها 1ـ ارتزهاي اندام تحتاني اين ارتزها شامل ارتزهاي پا، زير زانو و بالاي زانو مي‌باشد 1ـ1) كفش طبي . كفش‌هايي هستند كه مي‌توانند در موارد زير استفاده  شوند : الف) جلوگيري از ايجاد تغيير شكل ب) اصلاح تغيير شكل ج) توزيع متوازن وزن د) تكميل سطوح اتكاي پا 2ـ 1) كفي طبي . وسايلي هستند كه براي كم‌كردن درد، جلوگيري از دفورميتي، توزيع متعادل وزن و يا كاهش درد مورد استفاده قرار مي‌گيرند. و با نواقص كاملاً مطابقت دارند. 2ـ ارتزهاي زير زانو الف ـ ارتز كوتاه (AFO) مهم‌ترين دلايل تجويز آن عبارتند از : ـ ايجاد استحكام جانبي در مفصل مچ پا و جلوگيري از حركات جانبي ـ بالا نگاه‌داشتن انگشتان و پا در زمان نوسان به منظور جلوگيري از تماس انگشتان با زمين ـ كمك به مرحله فشار و در نتيجه زيبا تر كردن راه‌رفتن و كم‌كردن مصرف انرژي ـ جلوگيري يا تصحيح دفورميتي ـ ايجاد ايمني در هنگام راه‌رفتن ـ اثر ثانويه در استحكام زانو ب ـ ارتز كوتاه استاندارد با دو ميله جانبي . نوعي ارتز است و دو ميله جانبي دارد كه توسط مفصلي به كفش متصل مي‌شود. ج ـ ارتز كوتاه با يك ميله جانبي ارتز تافل ارتز تافل از پلاستيك ساخته شده است و مفصل مچ ندارد و در ناحيه ساق توسط بند به ساق متصل مي‌شود. ارتز سياتل ارتز سياتل مانند نوع قبلي است با اين تفاوت كه استحكام جانبي آن بسيار خوب است. اين نوع ارتز از روي قالب  پا ساخته مي‌شود. نكته مهم در ساخت آن، زاويه اتصال قسمت پشتي و كف آن است كه در استحكام زانو نقش به سزائي دارد. ارتز تير ارتز تير[TIRR orthosis] ماند ارتز سياتل است با اين تفاوت كه جنس آن از موارد نرم‌‌تر است و در قسمت‌هاي پشت مچ و كف پا مي‌توان آن را تقويت كرد. 3ـ ارتزهاي روي زانو ارتزهاي زانو در دو گروه قرار مي‌گيرند : 1ـ زانوبند كشي 2ـ زانوبند فلزي 4ـ ارتزهاي بالاي زانو يا ارتزهاي بلند Knee- Ankle - Foot orthosis (KAFO) اين نوع ارتز چون پا، مچ پا و زانو را تحت حمايت قرار مي‌دهد و بر آنها اثر مي‌كند KAFO ناميده مي‌شود و ارتز كوتاه چون فقط پا و مچ پا را حمايت مي‌كند AFO ناميده مي‌شود. پارا واكر[Para walker] نوعي ارتز بلند است كه شامل يك شكم‌بند و باند ناحيه پهن لگن است كه از طريق يك مفصل كه حركت فلكشن را محدود مي‌كند و اكستنشن آزاد است به يك ارتز بلند دوطرفه متصل مي‌گردد. 5ـ ارتزهاي ستون فقرات 1ـ كرست‌هاي كوتاه ـ افزايش ثبات ـ بي‌حركت‌كردن مهره‌هاي كمر ـ كاهش فشارهاي مكانيكي وارد بر مهره‌هاي تحتاني ـ اصلاح تغيير شكل ـ كاهش درد 2ـ كرست‌هاي بلند 6ـ ارتزهاي اندام فوقاني اين ارتزها شامل ارتزهاي انگشتان، دست، زير آرنج، بالاي آرنج و شانه مي‌باشد ارتزهايي كه براي اندام فوقاني مورد استفاده قرار مي‌گيرند اغلب اسپلينت ناميده مي‌شوند. 1ـ اسپلينت‌هايي كه در فلج اعصاب دست مورد استفاده قرار مي‌گيرند. 2ـ اسپلينت‌هاي كه براي بي‌حركت كردن آرنج در زواياي مختلف استفاده مي‌شوند. پروتزها (Prosthesis) n       پروتزها[Prosthesis] به وسايلي اطلاق مي‌گردد كه جانشين عضو از دست رفته مي‌شود، فقدان يك عضو ممكن است بر اثر جراحي قطع عضو، نقص مادرزادي، تصادفات و غيره بوجود آمده باشد .  پروتزها را متناسب با محل قطع عضو در دو دسته پروتزهاي اندام تحتاني و فوقاني تقسيم‌بندي مي‌نمايند. پروتزهاي اندام تحتاني شامل : پروتز پنجه براي قطع پا، پروتز سايم براي قطع از مفصل مچ پا، پروتز زير زانو، پروتز روي زانو، پروتز بالاي زانو و پروتز كاندين براي قطع پا از مفصل ران مي‌باشد. وظيفه اين پروتزها برگرداندن عملكردهاي عضو از بين رفته تا حد ممكن است كه در اندام تحتاني عمده‌ترين وظيفه پروتز ، تحمل وزن مي‌باشد. n       بريس n       منظور از بريس لوازم كمكي هستند كه براي تحمل وزن بدن و جلوگيري از حركات غير ارادي و گاهي اوقات حركات و همچنين پيشگيري از تغييراتي كه ممكن است در شكل اندام‌هاي مختلف رخ دهد مورد استفاده قرار مي‌گيرند. اين لوازم گاهي اوقات از جهت ترميم بعضي از تغييرات شكلي اندام‌ها و جلوگيري از پيشرفت آنها نيز به كار مي‌روند. n      كراچ n       كراچ وسيله‌اي است كه براي استفاده از نيروهاي فوقاني در راه‌رفتن و حركت‌دادن بدن مورد استفاده قرار مي‌گيرد. اين وسيله كمكي بايد به اندازه كافي استحكام داشته و متناسب با قد معلول تهيه شود.كراچ داراي دو نوع كوتاه (در سطخ مفصل آرنج) و بلند (زير بغل) مي‌باشد. كراچ زير بغل بايد به صورت دوطرفه يعني در هر دو دست استفاده شود. استفاده از كراچ زير بغل به صورت يكطرفه باعث تغيير شكل بدن مي‌شود. n      واكر n       براي آن دسته از معلوليني كه جهت راه‌رفتن به تكيه‌گاه وسيع‌تري احتياج دارند، از اين وسيله كمكي استفاده مي‌شود. n       اثرات سودمندورزش درافرادمعلول  تاثیرونتایج ورزش و تربیت بدنی براي جانبازان و معلولین 1- تاثیرات روحی و روانی                     2- تاثیرات زیستی و حرکتی                    3- تاثیرات اجتماعی                              4- تاثیرات عاطفی                                5- تاثیرات اقتصادی                             6- تاثیرات تاریخی                              تاكيدات در ورزش معلولین 1- در ورزش افراد دارای معلولیت اولین تاكيد بر روي توانمندی های فرد است .           2- افراد معلول نیز مي توانند در تعریف سلامت قرار بگیرند و معادله:                       معلولیت = عدم وجود سلامت              را به معادله          معلولیت = سلامت               تبدیل کنند .                            3- برابری فرصت ها براي همه                    4- حرکت و فعالیت در هر شکل ممكن                5- فراهم نمودن امکانات مناسب با حداقل تغيير          6- اصل يكپارچگي                             7- توانبخشی مبتنی بر جامعه                     8- آموزش و پرورش با فرصت هاي برابر              9- توجه به جاي ترحم                         10- اصل ادغام                              مربي مهمترين عامل تاثير گذار محيطي در رشد و تعالي فرد ريشه كلمه مربي از رب به معناي پروردگار است . به عبارت ديگر مربي خليفه خداوند در زمين براي ايفاي دو نقش است : 1- به منزله انسان براي سيربه سمت خالق خودوفلاح ورستگاري                                              2- به منزله تربيت كننده ديگر انسانها به سمت فلاح و رستگاري                                 اهداف‌ توانبخشي ، نوتواني معلولين 1ـ پيشگيري از معلوليت. 2ـ جلوگيري از پيشرفت معلوليت 3ـ ارتقاء سطح افكار عمومي نسبت به معلولين و معلوليت 4ـ سعي در خودكفايي معلول و قادرسازي وي در برخورد با مشكلات 5ـ تطابق زندگي معلولين با جامعه. 6ـ ارائه تسهيلات و خدمات شهري مناسب جهت استفاده معلولين 7ـ افزايش آگاهي معلولين نسبت به توانائي‌ها و محدوديت‌هاي جسمي و رواني    خويش و تطبيق و هماهنگي اين وضعيت با محيط. توانبخشي مبتني بر جامعه    مجموعه فعاليت هـاي زير بنائي در جنبه هــاي مختلف براي ايجاد سازگــاري بين ويژگي هــاي معلــولين و جـامعـه براي حصول زندگي متعادل وبابرابري فرصت ها براي بهره مندي  از مواهب اجتماعي همگام با تمام اقشار جامعه اثرات سودمند ورزش برای افرادمعلول 1ـ ورزش به عنوان يك عامل كلينيكي و درماني Ø      حركت‌هاي ورزشي قادر است بخش اعظم فعاليت‌هاي درماني را به عهده گيرد لذا مي‌توان فعاليت‌هاي ورزشي را به جاي اقدامات فيزيوتراپي بكار گرفت.

 دكتر گاتمن و دكتر مهارادر سال 1975 رابطه بين ورزش و دستگاه كليوي را مطرح كردند و ثابت كردند كه معلوليني كه در فعاليت‌هاي ورزشي شركت مي‌كنند به ندرت دچار سنگ كليه مي‌شوند و عضلات دستگاه كليوي و مثانه با قدرت بيشتري انجام وظيفه مي‌كنند. دانشمند ديگري بنام كاتك (Kottkec ) با انجام تحقيقات ثابت كرد كه محدوديت‌هاي حركتي در هنگام استراحت درازمدت باعث كاهش فعاليت‌هاي دستگاههاي مختلف از نظر اسكلتي، عصبي، عضلاني و قلبي - عروقي خواهد شد. Ø      يكي از مشكلات معلولين، مسئله اضافه وزن و چاقي  و پوكي زودرس استخوان ها و مشكلات مفصلي و عضلاني ناشي از كم تحركي مي‌باشد كه با انجام فعاليت‌هاي ورزشي مي‌توان از بروز آنها جلوگيري كرد و يا وقوع آنها رابه تعويق انداخت   Ø      2ـ ورزش به عنوان يك عامل هماهنگ‌كننده ارگانيسم بدن                         Ø      ورزش باعث رشد و بهبود در دستگاه‌هاي گردش خون و تنفس، تقويت عضلات و بالا بردن ظرفيت كارايي عضلات، افزايش انعطاف‌پذيري مفاصل و افزايش دامنه حركتي مفاصل مي‌گردد و از طرف ديگر ورزش باعث رشد و بهبود عوامل ادراكي - حركتي مي‌شود كه شامل تقويت سرعت در حركت‌هاي روزمره و افزايش چابكي در حركت با صندلي چرخدار و افزايش تعادل، تسلط، جهت‌يابي و هماهنگي بين قسمت‌هاي مختلف بدن مي‌شود. Ø      3ـ ورزش به عنوان يك عامل تفريحي و نشاط‌ بخش Ø      ورزش و انجام فعاليت‌هاي بدني باعث ايجاد روحيه شادابي و نشاط در فرد معلول خواهد شد زيرا معلولي كه قادر به انجام بعضي از حركات نيست با گذشت زمان توانايي اجراي آن حركت را كسب مي‌كند كه باعث ايجاد احساس موفقيت در او شده و روحيه يأس و نااميدي را از او دور مي‌نمايد. از طرفي با توجه به از دست دادن بخشي از بدن باز مي‌تواند فعاليت‌هاي دشوار را انجام دهد كه اين باعث افزايش ميزان اعتماد به نفس در معلول مي‌شود.                                                                            Ø      4ـ ورزش به عنوان يك عامل تجديد پيوستگي‌هاي اجتماعي       Ø      ورزش، معلولين را به جامعه معرفي مي‌كند و نقش و نيازها و موفقيت كنوني و آينده آنان را بيان مي‌نمايد. به طور كلي ورزش، شناختي اصولي از معلولين به افراد جامعه ارائه مي‌دهد                ملاحظاتی درموردتمرینات ورزشکاران معلول Ø      توان اجرای آن برای ورزشکارمعلول وجودداشته باشد. Ø      دقت درمنطبق سازی ورزش موردنظر Ø      داشتن اطلاعات کافی درموردورزش مربوط ونوع معلولیت Ø      دقت دربرقرای ارتباط مناسب باورزشکاران معلول Ø      شناخت کافی ازالگوهای حرکتی ورزش موردنظربه منظورتجزیه وتحلیل برای راهنمایی بهتر Ø      نظارت کافی درطول تمرینات Ø      رفع اشکال دراجرای تکنیک ها Ø      این اصل کلی راحتمابه خاطربسپارید Ø      تمرین قوی می کند Ø      هیچ تمرینی ضعیف نمی کند Ø      تمرین بیش ازحدضررمی رساند Ø      تمرین منظم سالم می سازد  برگرفته از بیانات استاد گرانقدر دکتر حسن دانشمندی

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سيد كمال عبداللهي منش  |